|
ارز کافی برای دارو نیست اما لکسوس وارد میشود
|
تاريخ :
سيزدهم خرداد 1405 ساعت 09:30
|
|
کد : 439472
|
خبرآنلاین: مذاکرات به مرحله ای رسیده که حتی درگیریهای نظامی هم موجب به هم خوردن آن میشود. با اینکه در برخی روزها و شبها درگیریهایی میان نیروهای نظامی ایران و ایالات متحده در خلیج فارس و تنگه هرمز به وجود میآید، دیپلماتهای طرفین هم سخت مشغول چانهزنی برای رسیدن به یک توافق هستند. از جمله مهمترین خط قرمزهای ایران در مرحله فعلی، بازگشت بخشی از پولهای بلوکه شده است، چیزی بین ۱۲ تا ۲۴ میلیارد دلار.
در شرایطی که اقتصاد ایران با محاصره دریایی ایالات متحده روبهرو شده و هزینههای جنگ ۴۰ روزه هم مزید بر علت شده تا منابع کشور به مراتب کاهش یابد، این پولها میتواند ولو یک گشایش کوچک به حساب بیایند. ضمن اینکه پس از توافق اولیه، تحریمهای نفتی ایران هم گویا برای مدت ۶۰ روزه تعلیق خواهد شد که این نیز میتواند تا اندازهای کمبودهای داخلی را جبران کند.
آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران گفت: در اقتصادی با ابعاد اقتصاد ایران، با این سطح کارآمدی در بخش سیاستگذاری، تصور اینکه ورود ۱۲ یا ۲۴ میلیارد دلار به گشایش بزرگی منجر میشود، اشتباه است. در اقتصاد ما بارها ارقامی بیش از این وارد شدند، اما چون درست برنامهریزی نکرده بودیم، منابع هدر رفتند و به جایی رسیدیم که امروز در آن قرار داریم.
بغزیان با انتقاد از فرصت سوزیهای مداوم در ایران گفت: این فرصت سوزیها باعث شده که کشور با وجود ظرفیتهای بسیاری که دارد، دچار تورم بالا، رشد پایین و نرخ بالای فقر شده است. پیش از این و در میانه دهه ۹۰، با اجرای برجام، منابع زیادی به کشور سرازیر شد، حتی گفته میشود در دوره اوباما بالغ بر ۱۲۰ میلیارد دلار، پول وارد ایران شد اما این پولها خرج رفاه عمومی، توسعه زیرساختها و تقویت تولید نشد.
مکانیسم هزینهکرد دلارهای دولتی در ایران به این شکل است که دولت درآمدهای ارزی خود که عمدتا از محل فروش نفت است را به بانک مرکزی تحویل میدهد و سیاستگذار پولی هم معادل آن، به دولت ریال میپردازد. در سالهایی که تحریم مانع فروش نفت شده، دولت دیگر دسترسی به منابع خود نداشته اما گفته میشود از بانک مرکزی ریال گرفته است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ضمن تایید این گزاره، تاکید کرد: دولت این پولها را پیشخور کرده است. یعنی پیش از این، معادل ریالی این منابع را از بانک مرکزی گرفته است. این کسری بودجه و این رشد نقدینگی که امروز شاهد آن هستیم محصول رشد چشمگیر بدهی دولت به نظام بانکی است. درنتیجه این ارقام ممکن است به دست بانک مرکزی تا بخشی از نقدینگی موجود در بازار را جمع کند.
کارشناس اقتصاد کلان ادامه داد: در عین حال دولت هر قدر منابع بیشتری داشته باشد، میتواند سخاوتمندانهتر عمل کند و زمینه بهبود شرایط را هم به وجود آورد. در این نکته نمیتوانیم تردید کنیم اما تجارب سالهای گذشته نشان میدهد خیلی هم به دولتها و سیاستگذاران اقتصادی نباید اعتماد کرد. دولت اگر اراده کند، میتواند با تغییر سیاستگذاری، زمینه بهبود اوضاع را فراهم آورد. اما این نیازمند تغییر رویکرد در دستگاه تصمیمگیری اقتصادی است.
اقدام فوری دولت تقویت قدرت خرید مردم باشد تولید ناخالص داخلی اقتصاد ایران ۳۰۰ میلیارد دلار است و ۱۲ میلیارد دلار معادل ۴ درصد تولید کشور است. از سوی دیگر، تامین کالاهای اساسی و داروی داخلی نیازمند سالانه ۱۲ تا ۱۵ میلیارد دلار است که نشان میدهد همین رقم نه چندان بزرگ به اندازه یکسال نیازهای اولیه کشور را تامین میکند. بنابراین نحوه هزینه کرد این رقم میتواند تا حدی بهبود را رقم بزند.
بغزیان توضیح داد: در شرایطی هستیم که باید تقویت رفاه عمومی و قدرت خرید مردم اولویت اصلی سیاستگذار باشد. وضعیت فعلی قیمتها در کشور، به هیچ وجه توجیه پذیر نیست و دولت باید فکری به حال خورد و خوراک مردم کند. در حالیکه اکنون به نظر میرسد احتمال گشایش در رابطه با آمریکا وجود دارد و احتمال میرود دیگر جنگی صورت نگیرد، به نظر نمیآید سیاستگذاران ارشد اقتصادی در پی پاسخی به این چالش اساسی باشند. حتی به نظر میرسد اگر ارقامی بیش از این هم آزاد شود، باز هم نهادهای تصمیمگیر اقتصادی به دنبال کاهش قیمتها نخواهند رفت.
بغزیان تاکید کرد: دولت باید قیمتها را هر طور شده کاهش دهد. اگر در دوره صلح هم قیمتها کاهش نیابند، این پیام به مردم داده میشود که هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح، قربانی خواهید بود. برای کاهش قیمتها، باید قیمت دلار کاهش یابد ولی چنین چیزی خواسته دولتمردان و بانک مرکزی نیست و به نظر نمیرسد آنها، هر قدر هم منابع وارد کشور شود، اجازه کاهش قیمت دلار را نخواهند داد.
او معتقد است اگر بانک مرکزی به دنبال کاهش قیمتها بود، میتوانست با اختصاص منابع آزاد شده به واردات کالاهای اساسی، لااقل زمینه کاهش قیمت این کالاها را فراهم کند.
برای کالای اساسی و بنزین ارز نیست، اما لگسوس وارد میشود این روزها بعضی کارشناسان از ضرورت افزایش قیمت بنزین و دیگر حاملهای انرژی سخن میگویند. آنها با اشاره به اینکه ۱۷ میلیون لیتر ناترازی روزانه بنزین در کشور است، افزایش قیمت را ابزار اساسی کاهش مصرف معرفی میکنند. با وجود اینکه ادعا میشود منابع ارزی دچار کمبود شده اما همین روزها خودروهای لگسوس با قیمت ۱۱۰ میلیارد تومان واگذار شده است.
بغزیان بر این تناقض انگشت گذاشت و گفت: برای کالاهای اساسی ارز نیست اما برای لگسوس و دیگر خودروهای لوکس ارز تخصیص مییابد. به اسم رانت ارز ترجیحی حذف میشود اما ارز خودروهای گرانقیمت پرداخت میشود. قرار بود خودروهای وارداتی ارزانتر از ۲۰ هزار دلار باشند یعنی با دلار وقت که ۵۰ هزار تومان بود، بنا شد خودروهای زیر یک میلیارد تومان وارد شود تا هم جلوی افزایش قیمت خودروهای داخلی گرفته شود و هم تعداد بیشتری وارد شود. در عمل ولی خودروهای لوکس مانند لگسوس و پورشه وارد شد.
وی به یکی دو دهه اخیر اشاره کرد و گفت: زمانی در همین تهران، سانتافه خودروی ثروتمندان بود اما امروز این خودرو ۶ میلیارد تومان است و در میانه جنگ خودروی ۱۱۰ میلیاردی واگذار میشود. رسانههای اقتصادی هم ساکت و نظارهگرند. این زندگی لوکس ثروتمندان امروز ایران، نشاندهنده تضعیف شدید عدالت در طول دو دهه اخیر بوده است و تداوم این روند به رشد نابرابریها منجر میشود که به زیان عقل و عدالتخواهی است. من حتی فکر میکنم حتی واردات این خودروهای لوکس با ارز ترجیحی بوده و نه ارز آزاد.
افزایش قیمت بنزین هیچ توجیهی ندارد بغزیان به بحثهایی که در مورد افزایش قیمت بنزین میشود، اشاره کرد و منتقدانه افزود: هر وقت میخواهند چیزی را گران کنند، یکسری حرفهای بی اساس میزنند و میگویند ثروتمندان حق فقرا را خوردند و این عادلانه نیست. حال آنکه امروز هر کس یک کارت سوخت دارد و امکان سواستفاده مانند گذشته نیست. با این همه برای افزایش عدالت و گرفتن حق فقرا، نیازی نیست که قیمتهای پایهای مانند قیمت حاملهای انرژی را افزایش داد که تورم آن همه اقتصاد را درگیر میکند، بلکه باید از ثروتمندان مالیات گرفت.
او ادامه داد: این هم توجیه مدافعان گرانسازی است که میگویند اگر قیمت بالا برود، مصرف کم میشود. چنین چیزی شاید برای یکی دو هفته به کاهش مصرف بیانجامد اما پایدار نخواهد بود و دوباره مصرف مانند گذشته میشود چرا که ساختار حمل و نقل عمومی در شهرهای ما دچار مشکلات اساسی است و مردم تا حد زیادی ناچار هستند برای رفت و آمد از خودروهای شخصی استفاده کنند. اگر بحث کمبود بنزین در کشور است، بهتر است به جای افزایش قیمتها، سهمیه بنزین را کاهش دهند تا به طور قطع مصرف کم شود.
بغزیان با تاکید بر اینکه اقداماتی که به گرانی بیشتر منجر میشوند در شرایط فعلی زیانبار هستند تاکید کرد: هر نوع افزایش قیمت حاملهای انرژی، در شرایط فعلی که نرخ تورم نقطه به نقطه به بیش از ۷۳ درصد رسیده، جهش تورم را دو چندان خواهد کرد و به شدت تورم را بالا میبرد. حتی فکر کردن به این دسته راهکارها، در شرایط فعلی کشور ناراحت کننده و تاسف آور است.
|