|
بریکس چقدر میتواند اثر تحریمها را کم کند؟
|
تاريخ :
بيست و چهارم شهريور 1405 ساعت 16:01
|
|
کد : 451995
|
به گزارش ایسنا، گروه «بریکس» به عنوان یک قدرت نوظهور متشکل از ۱۱ کشور برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی، مصر، اتیوپی، ایران، امارات، اندونزی و عربستان سعودی به تدریج در حال ترسیم مسیر سیاستهای بینالمللی خود به ویژه در زمینههای اقتصادی و تجاری است؛ گروهی که در بلندمدت ایده ایجاد یک ارز مشترک را مطرح کرده اما فعلا تلاش دارد با استفاده از ارزهای ملی در تجارت بین اعضا، تاثیر تحریمهای بینالمللی که عمدتا از سوی ایالات متحده آمریکا وضع میشود را کاهش دهد.
ایران سال ۱۴۰۲ به عضویت گروه بریکس درآمده و با این اقدام چهار مسیر اصلی را مورد توجه قرار داده است؛ توسعه استفاده از ارزهای محلی، ایجاد و اتصال نظامهای پرداخت، تقویت کریدورهای حملونقل و گسترش تبادل داده و اطلاعات. مسیری که اگر از مرحله گفتوگوهای سیاسی به زیرساختهای عملیاتی برسد، میتواند بخشی از وابستگی تجارت ایران به کانالهای مالی تحت کنترل غرب را کاهش دهد؛ هرچند ایجاد یک «جایگزین کامل» برای نظام مالی بینالمللی، دستکم در کوتاهمدت، واقعبینانه نیست.
بریکس چقدر میتواند اثر تحریمها را کم کند؟
در روزهای اخیر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور کشورمان در راس هیاتی سیاسی و اقتصادی در هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلینو که ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ آغاز شد شرکت کرد. علی مدنیزاده وزیر اقتصاد که در این سفر حضور داشت در تشریح رایزنیهای اخیر ایران در چارچوب بریکس، از اهمیت توسعه همکاریهای اقتصادی و مالی میان اعضای این گروه سخن گفت و تأکید کرد که بریکس در بلندمدت میتواند نقش مهمی در کاهش اثر تحریمها داشته باشد.
به گفته او، توسعه ارزهای محلی، سیستمهای پرداخت مشترک، کریدورهای حملونقل و همچنین تبادل دادهها و اطلاعات، از جمله مسیرهایی هستند که میتوانند به تحقق این هدف کمک کنند.
مدنیزاده با اشاره به حضور خود در اجلاس وزیران اقتصاد بریکس در بمبئی و سپس همراهی با رئیسجمهور در اجلاس سران، گفت در نشست وزیران اقتصاد، موضوع استفاده از ارزهای محلی، توسعه روابط تجاری، تقویت نظامهای پرداخت و همچنین نقش بانک توسعه جدید بریکس مورد بحث قرار گرفت.
وی همچنین با اشاره به نشست اقتصادی سران بریکس گفت رئیسجمهور ایران بر ضرورت همکاری اعضای این گروه برای توسعه تجارت، سرمایهگذاری در زیرساختها و ایجاد ابزارهای پرداخت و زیرساختهای مالی تأکید کرده است.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که بریکس در سالهای اخیر تلاش کرده همکاری اقتصادی اعضا را از سطح بیانیههای سیاسی به سمت ایجاد سازوکارهای عملی در حوزه تجارت، پرداخت و تأمین مالی سوق دهد.
بریکس به دنبال «ارز مشترک» نیست؛ فعلاً مسیر از ارزهای محلی میگذرد
یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره برنامههای مالی بریکس، تصور حرکت سریع این گروه به سمت ایجاد یک پول مشترک شبیه یورو است.
آنچه در حال حاضر در دستور کار بریکس قرار دارد، بیش از آنکه ایجاد یک ارز واحد باشد، افزایش استفاده از ارزهای ملی در تجارت و سرمایهگذاری و ایجاد امکان پرداخت مستقیم میان اعضا است.
در اجلاس سران بریکس در دهلینو نیز استفاده از ارزهای محلی و بهبود پرداختهای فرامرزی مورد تأکید قرار گرفت و اعضا بر ادامه بررسی راهکارهای عملی برای افزایش کارایی پرداختها تأکید کردند. در عین حال، ایجاد ارز مشترک بریکس در دستور کار نهایی قرار نگرفت.
بریکس چقدر میتواند اثر تحریمها را کم کند؟
این تفاوت برای ایران اهمیت زیادی دارد. تحریمها زمانی بیشترین اثر را دارند که تجارت خارجی یک کشور به ارزهای مسلط، بانکهای بزرگ بینالمللی و شبکههای پرداخت تحت کنترل کشورهای تحریمکننده وابسته باشد.
هرچه سهم بیشتری از مبادلات ایران با کشورهای بریکس بتواند بهصورت مستقیم و با ارزهای ملی انجام شود، نیاز به تبدیل چندباره ارز و استفاده از واسطههای مالی تحت نظارت غرب کاهش خواهد یافت.
البته این مسیر بدون چالش نیست. تجارت دوجانبه با ارزهای ملی زمانی به شکل پایدار عمل میکند که دو طرف بتوانند مشکل تسویه، مدیریت ریسک نرخ ارز و عدم توازن تجارت را حل کنند.
برای مثال، اگر ایران از یک کشور بریکس واردات زیادی داشته باشد اما صادرات متناسبی به همان کشور نداشته باشد، صرف توافق بر استفاده از ارزهای ملی الزاماً مشکل تسویه را حل نمیکند. در چنین شرایطی، سازوکارهای سوآپ ارزی، حسابهای متقابل و بازارهای مالی مکمل اهمیت پیدا میکنند.
پرداخت بدون عبور از مسیرهای سنتی
دومین محور مورد اشاره وزیر اقتصاد، توسعه نظامهای پرداخت است؛ موضوعی که شاید برای ایران حتی از مسئله ارزهای محلی مهمتر باشد. در سالهای گذشته، کشورهای بریکس درباره اتصال نظامهای پرداخت، ایجاد سازوکارهای پرداخت فرامرزی و افزایش قابلیت همکاری شبکههای ملی مذاکره کردهاند.
در نشستهای مالی امسال نیز بحث اتصال سامانههای پرداخت سریع و حتی امکان تعامل میان ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی مطرح شده است؛ هرچند بخش مهمی از این طرحها هنوز در مرحله بررسی فنی و مذاکره قرار دارد.
ایران نیز در ماههای اخیر پیشنهاد ایجاد یک «کریدور مالی بریکس» و اتصال شبکههای پرداخت ملی اعضا را مطرح کرده است. هدف از این پیشنهاد، ایجاد زیرساختی برای تسویه مستقیم، کاهش هزینه تراکنش و کاهش وابستگی به کانالهای مالی خارج از بریکس عنوان شده است.
در واقع، برای تجارت خارجی ایران، مسئله فقط این نیست که «با چه ارزی» معامله انجام شود؛ مسئله مهمتر این است که پول چگونه از بانک خریدار به بانک فروشنده منتقل شود. اگر معامله با یوان، روبل، روپیه یا ریال انجام شود اما انتقال پول همچنان به بانکها و زیرساختهای مالی تحت تحریم وابسته باشد، اثر کاهش استفاده از دلار محدود خواهد بود. بنابراین، ارز محلی و نظام پرداخت باید در کنار یکدیگر توسعه پیدا کنند.
کریدورهای حملونقل؛ تحریم فقط مالی نیست
سومین محور مورد اشاره وزیر اقتصاد، کریدورهای حملونقل است. این موضوع اهمیت ویژهای برای ایران دارد؛ زیرا موقعیت جغرافیایی کشور، ایران را در مسیر اتصال آسیای مرکزی، روسیه، قفقاز، خلیج فارس و اقیانوس هند قرار داده است. در چنین شرایطی، توسعه کریدورهای حملونقل میتواند حتی بدون ورود مستقیم به حوزه تحریمهای مالی، هزینه و ریسک تجارت خارجی ایران را کاهش دهد.
کریدور حملونقل صرفاً به معنای احداث جاده و راهآهن نیست. یک کریدور تجاری کارآمد نیازمند مجموعهای از زیرساختهاست؛ از راهآهن و بندر گرفته تا گمرک، انبارداری، بیمه، خدمات مالی، استانداردهای مشترک، تبادل داده و سامانههای رهگیری کالا.
بریکس چقدر میتواند اثر تحریمها را کم کند؟
بانک توسعه جدید بریکس نیز حملونقل را یکی از حوزههای مهم سرمایهگذاری خود قرار داده است. طبق اطلاعات این بانک، تا پایان سال ۲۰۲۵، حملونقل بزرگترین بخش از پرتفوی فعال آن بوده و حدود ۳۷.۹ درصد از این پرتفوی، معادل حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار، به زیرساختهای حملونقل اختصاص داشته است.
این ظرفیت میتواند برای ایران اهمیت داشته باشد؛ بهویژه اگر منابع مالی بریکس بتواند در پروژههای ریلی، بندری و لجستیکی مرتبط با مسیرهای ترانزیتی منطقه به کار گرفته شود.
کریدورهای اطلاعاتی؛ حلقهای که کمتر دیده میشود
در اظهارات وزیر اقتصاد، علاوه بر ارز و حملونقل، به دادهها و اطلاعات نیز اشاره شده است. این بخش شاید در نگاه اول اقتصادی به نظر نرسد، اما یکی از زیرساختهای مهم تجارت مدرن است.
امروزه تجارت بینالمللی فقط انتقال کالا نیست. اطلاعات مربوط به بار، بیمه، گمرک، پرداخت، اعتبارسنجی، اسناد تجاری و رهگیری محموله نیز باید میان طرفهای معامله جابهجا شود. هرچه استانداردهای اطلاعاتی و سامانههای دیجیتال میان کشورهای بریکس هماهنگتر شود، هزینه تجارت کاهش پیدا میکند و امکان ایجاد زنجیرههای تأمین مشترک افزایش مییابد. به همین دلیل، مسیر کاهش اثر تحریمها را باید نه فقط در «بانک»، بلکه در مجموعهای از زیرساختهای مالی، لجستیکی و دیجیتال دنبال کرد.
پیشنهاد ایجاد بانک توسعه جدید
یکی دیگر از محورهای مورد اشاره وزیر اقتصاد، بانک توسعه جدید بریکس یا NDB است. این بانک با هدف تأمین مالی پروژههای زیرساختی و توسعه پایدار کشورهای عضو ایجاد شده و در سالهای اخیر تلاش کرده استفاده از ارزهای محلی را در تأمین مالی افزایش دهد.
در نشست اخیر وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی بریکس نیز بر تقویت بانک توسعه جدید و افزایش تأمین مالی به ارزهای محلی تأکید شده است.
برای ایران، اهمیت این بانک تنها در تأمین منابع مالی خلاصه نمیشود. دسترسی به چنین نهادی میتواند امکان تأمین مالی پروژههایی را ایجاد کند که در شرایط تحریم، جذب سرمایه خارجی برای آنها دشوار است. با این حال، باید میان «عضویت یا همکاری با بانک» و «دسترسی فوری به منابع مالی» تفاوت قائل شد.
در ماه اوت، رئیس کل بانک مرکزی ایران از پیوستن قریبالوقوع ایران به بانک توسعه جدید سخن گفت، اما خود بانک در آن زمان عضویت ایران را تأیید نکرده بود. بنابراین، میزان استفاده واقعی ایران از ظرفیت NDB به چگونگی نهایی شدن فرآیند عضویت، سازوکارهای تأمین مالی و شرایط پروژهها بستگی خواهد داشت.
بریکس چقدر میتواند اثر تحریمها را کم کند؟
بریکس میتواند اثر بخشی از تحریمها را کاهش دهد، اما نمیتواند بهسرعت تحریمها را خنثی کند. تفاوت این دو گزاره مهم است. تحریمها مجموعهای از محدودیتهای بانکی، بیمهای، حملونقلی، فناوری و تجاری ایجاد میکنند. ایجاد مسیرهای جایگزین در هرکدام از این حوزهها میتواند هزینه تحریم را پایین بیاورد، اما ایجاد یک اکوسیستم کاملاً مستقل از نظام مالی جهانی به زمان، سرمایه و هماهنگی گسترده میان اعضای بریکس نیاز دارد.
از سوی دیگر، اعضای بریکس منافع اقتصادی و سیاسی یکسانی ندارند. حتی درباره نحوه طراحی زیرساخت پرداخت نیز اختلافنظرهایی وجود دارد. برخی اعضا بر ایجاد قابلیت تعامل میان نظامهای موجود تأکید دارند، در حالی که درباره اینکه چه زیرساختی باید محور این همکاری باشد، اجماع کامل وجود ندارد. بنابراین، نباید انتظار داشت بریکس در کوتاهمدت جایگزین کامل نظام مالی جهانی شود.
اما اگر این روند در چند سال آینده به ایجاد شبکهای از پرداختهای فرامرزی، تسویه با ارزهای محلی، تأمین مالی به ارزهای ملی، بیمه و حملونقل مستقل و تبادل دادههای تجاری منجر شود، وابستگی اعضا به برخی کانالهای مالی غربی کاهش خواهد یافت.
فرصت ایران؛ از عضویت سیاسی تا مزیت اقتصادی
عضویت ایران در بریکس به خودی خود مزیت اقتصادی ایجاد نمیکند. آنچه اهمیت دارد، تبدیل عضویت سیاسی به قراردادهای تجاری، پروژههای سرمایهگذاری، خطوط اعتباری، مسیرهای ترانزیتی و زیرساختهای پرداخت است.
ایران در این میان چند مزیت مهم دارد: منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی، دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان و قرار گرفتن در مسیرهای بالقوه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب.
رئیسجمهور ایران نیز در سخنان اخیر خود بر همین ظرفیتها تأکید کرده و خواستار افزایش استفاده از ارزهای ملی، توسعه زیرساختهای انرژی و حملونقل و استفاده از ظرفیت بانک توسعه جدید برای پروژههای زیربنایی شده است.
اگر این ظرفیتها به پروژههای مشخص تبدیل شوند، بریکس میتواند برای ایران از یک «چارچوب سیاسی» به یک شبکه اقتصادی قابل استفاده تبدیل شود.
یک سپر بلندمدت، نه راهحل فوری
اظهارات وزیر اقتصاد را میتوان از این منظر مهم دانست که وی نیز بر نقش بلندمدت بریکس در کاهش اثر تحریمها تأکید کرده است.
این تأکید با واقعیت اقتصادی این گروه نیز سازگار است. بریکس اکنون ۱۱ عضو دارد و نزدیک به نیمی از جمعیت جهان را نمایندگی میکند؛ اما در عین حال، اختلاف منافع، رقابت میان قدرتهای بزرگ عضو و تفاوت ساختارهای مالی آنها باعث شده حرکت به سمت یکپارچگی اقتصادی کامل بسیار پیچیده باشد.
بنابراین، شاید مهمترین دستاورد بریکس برای ایران نه ایجاد یک «جایگزین فوری» برای نظام مالی غرب، بلکه ایجاد گزینههای بیشتر باشد. هر مسیر پرداخت جایگزین، هر قرارداد با ارز محلی، هر خط اعتباری، هر کریدور حملونقل و هر زیرساخت دادهای که تجارت ایران را از یک کانال محدود خارج کند، میتواند بخشی از آسیبپذیری اقتصاد کشور در برابر تحریمها را کاهش دهد.
در نهایت، آزمون اصلی برای ایران این است که آیا میتواند از ظرفیت سیاسی بریکس برای ساختن زیرساختهای واقعی اقتصادی استفاده کند یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، بریکس میتواند در بلندمدت به یکی از پایههای تنوعبخشی به روابط اقتصادی خارجی ایران و کاهش هزینه و اثر تحریمها تبدیل شود؛ اما اگر همکاریها در سطح نشستها و بیانیهها باقی بماند، عضویت در بریکس بهتنهایی تغییر بزرگی در واقعیت تجارت خارجی کشور ایجاد نخواهد کرد.
|