آیا خطوط لوله می‌توانند جایگزین تنگه هرمز شوند؟
تاريخ : بيست و ششم مهر 1405 ساعت 14:58   کد : 452775
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه خبری العهد، در شرایطی که تنش‌های ژئوپولیتیک و امنیتی در منطقه غرب آسیا به‌ ویژه خلیج فارس رو به افزایش است، برخی تحلیل‌گران و رسانه‌های غربی و منطقه‌ای بار دیگر موضوع «خطوط لوله جایگزین» را برای دور زدن تنگه هرمز و کاهش آسیب‌پذیری صادرات نفت مطرح کرده‌اند. با این حال، بررسی دقیق زیرساخت‌های انرژی، ظرفیت‌های لجستیکی و واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که این فرضیه، بیش از آنکه بازتاب‌ دهنده واقعیت‌های فنی باشد، یک توهم اقتصادی و ژئوپولیتیک است.

شکاف بزرگ میان ظرفیت تنگه هرمز و خطوط لوله

در شرایط عادی، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ رقمی که سهم بزرگی از تجارت انرژی جهان را تشکیل می‌دهد. در مقابل، مجموع ظرفیت اسمی خطوط لوله جایگزین موجود در منطقه در صورت استفاده از تمامی پتانسیل های موجود، از حدود ۶.۵ میلیون بشکه در روز فراتر نمی‌رود. این شکاف عمیق نشان می‌دهد که خطوط لوله تنها می‌توانند نقش ابزاری موقت و نسبی برای کاهش فشار ایفا کنند و نمی توانند جایگزینی کامل برای شریان حیاتی تنگه هرمز شوند.

محدودیت بنادر خروجی و ریسک باب المندب

بخش عمده‌ای از نفت صادراتی خطوط جایگزین به پایانه‌هایی مانند «ینبع» در ساحل دریای سرخ عربستان سعودی هدایت می‌شود. با این حال، ظرفیت این بنادر محدود است و نفت منتقل‌ شده از این مسیر نیز همچنان ناچار است از تنگه راهبردی «باب‌المندب» و دریای سرخ عبور کند؛ منطقه‌ای که خود با چالش‌های امنیتی، تحولات یمن و حضور نیروهای مقاومت روبه‌روست. بنابراین، دور زدن هرمز لزوماً به معنای خروج از مناطق پرخطر دریایی نیست.

آسیب‌پذیری و خطرات گاز طبیعی مایع‌شده (LNG)

یکی از ابهامات ادعاهای جایگزینی خط لوله به جای تنگه هرمز، نادیده گرفتن بازار گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) است. گاز را نمی‌توان از طریق خطوط لوله سنتیِ نفت به بازارهای دوردست منتقل کرد. صادرات LNG مستلزم وجود بنادر تخصصی عظیم، تأسیسات مایع‌سازی پیشرفته و ناوگان ویژه‌ای از کشتی‌های حمل گاز است. لذا هرگونه اخلال در تنگه هرمز می‌تواند تجارت گاز و به‌ ویژه صادرات حیاتی قطر به بازارهای آسیا و اروپا را فلج کند و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.

چالش‌های امنیتی و هزینه‌های نجومی خطوط لوله

خطوط لوله انرژی از نظر فیزیکی بسیار آسیب‌پذیرند. تجربه حملات پیشین به خط لوله شرق به غرب عربستان ثابت کرد که آسیب دیدن یک ایستگاه پمپاژ ساده می‌تواند جریان انتقال میلیون‌ها بشکه نفت را متوقف کند.

علاوه بر این، پروژه‌های بین المللی مانند خط لوله پیشنهادی عراق و سوریه، علاوه بر نیاز به سرمایه‌گذاری هنگفت بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار و سال‌ها زمان برای اجرا، با موانع جدی سیاسی، ضعف حاکمیت مرکزی در برخی مناطق، تهدیدهای امنیتی و هزینه‌های سرسام‌آور بیمه جنگی برای نفتکش‌ها مواجه هستند. به عنوان نمونه، ناامنی‌های مکرر زیرساخت‌های انرژی در سوریه، از جمله انفجار خطوط گاز و حملات به تأسیسات برق، نشان می‌دهد که مسیرهای زمینی تا چه اندازه در برابر بحران‌های امنیتی شکننده‌اند.

ابهامات سیاسی و پیچیدگی‌های منطقه‌ای

خطوط لوله انتقال انرژی بر خلاف دریاهای آزاد که مسیرهای بین‌المللی هستند، از خاک چندین کشور عبور می‌کنند و وابستگی شدیدی به روابط سیاسی، ثبات مرزی و همکاری دولت‌های مسیر دارند. تغییر معادلات سیاسی، رقابت‌های منطقه‌ای و مناقشات ژئوپولیتیک مانند رقابت بر سر مسیرهای انرژی، همواره می‌تواند این شریان‌ها را به اهرم فشار یا ابزار باج‌خواهی سیاسی تبدیل کند.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که کارشناسانی چون «ریچارد برونز» تأکید کرده‌اند، تصور از بین رفتن اهمیت راهبردی تنگه هرمز چیزی جز «شعارهای توخالی» و محاسبات اشتباه نیست. شریان حیاتی انرژی جهان در خلیج فارس جایگزین ساده‌ای ندارد و خطوط لوله تنها می‌توانند فشارهای مقطعی را کاهش دهند، اما استراتژی امنیتی و اقتصادی کشورهای صادرکننده باید همچنان بر حفظ ثبات، امنیت کشتیرانی و صیانت از تنگه هرمز به عنوان رگ حیات اقتصاد جهانی متمرکز بماند.