جستجو

آرشيو

تماس با ما

درباره ما

صفحه نخست

 
تاريخ درج: يکشنبه، 15 دی 1387     
كفش‌هاي "الزيدي" در تاريخ ثبت شد

فارس: كفش‌هاي خبرنگار عراقي در تاريخ آمريكا و عراق و منطقه ثبت شد.

سيدعطاءالله مهاجراني نويسنده وبلاگ "مكتوب"، مطلبي را با عنوان "يك نشانه ماندگار" در يكي از پست‌هاي وبلاگ خود منتشر كرده است.

برپايه اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:

بدون شك پس از ماجراي غريب كفش خروشچف، كفش‌هاي منتظر زيدي خبرنگار عراقي شبكه بغداديه، مهمترين كفش تاريخ سياست است.

خروشچف رهبر پر جرئت و پر ماجرايي بود. سخنراني معروفش در كميته مركزي حزب كمونيست شوروي درباره افشاي ماهيت استالين و نقد كيش شخصيت او هنوز هم از جمله مهمترين متن‌ها در شناخت استالين به شمار مي‌آيد.

پيمان ورشو را در سال 1955 بنيان نهاد. در جنگ سوئز در سال 1956 از مصر حمايت كرد و در برابر غرب ايستاد.

يوري گاگارين با اسپوتنيك 1 در دوره‌ي او به فضا رفت. نخستين رهبر شوروي بود كه در كمپ ديويد در سال 1959 با آيزنهاور ملاقات كرد و...

اما هنوز هم وقتي نام خروشچف به گوشمان مي‌خورد؛ طنين صداي كفش او بر تريبون سازمان ملل است كه پر رنگتر از حوادث ديگر رخ مي‌نمايد.

در اجلاس عمومي 902 در اكتبر 1960 ، هنگامي كه خروشچف گرم سخن بود و مشت كوبيدن بر ميز چنان كه بايست حالش را جا نمي‌آورد، ناگاه كفشش را از پا در آورد و به دست گرفت و چندين بار در برابر چشمان بهت زده رهبران جهان بر ميز كوبيد! بعداً نوه دختري خروشچف كوشيد آن حادثه را توضيح دهد. منتها توضيح نمي‌خواست. قضيه‌اي بود كه قياسش با خودش بود.

تا ديروز كفش خروشچف در عالم سياست شماره يك بود. و از امروز كفش‌هاي خبرنگار عراقي. هنگام مصاحبه بوش و مالكي نخست وزير عراق در روز يكشنبه، منتظر زيدي كه در همان رديف هاي جلو نشسته بود، هر دو لنگه كفشش را با فاصله زماني كوتاه به سوي بوش پرتاب كرد. همو خوب نشانه گرفت و زد و هم بوش تر و فرز جاخالي داد و از اصابت لنگه كفش در امان ماند. البته مي‌توانست لنگه كفش را بگيرد و كنار دستش روي تريبون بگذارد. از ماموران بخواهد كه با خبرنگار كاري نداشته باشند و سخنش را ادامه دهد.

چنين ظرفيتي نداشت...البته بوش با رندي گفت:" شماره كفش 10 بود!"

منتظر زيدي هنگامي كه لنگه‌ي اول را پرتاب كرد گفت: اين بوسه خداحافظي است!

در فرهنگ و سنت عراقي‌ها و نيز عرب‌ها با كفش زدن و يا پرتاب كفش، نشانه شدت بيزاري و نفرت است.

يادمان است كه در نخستين ساعات سقوط بغداد، عراقي‌ها با نعلين بر سر مجسمه صدام مي‌زدند.

خبرنگار فرياد مي‌زد: قاتل ملت عراق، قاتل كودكان.

گاهي مي‌توان يك سخن را هرگونه بخواهند تاويل و تفسير كنند.

كار خبرنگار عراقي ديگر تفسير پذير نيست. يك تابلو است در برابر چشمان دنيا. اگر ماجراي كفش خروشچف چند روزي طول كشيد تا خبرش به دنيا برسد. ماجراي كفش‌هاي منتظر زيدي عكس و فيلمش و نيز تفسيرش پيش روي ماست.

خبرنگاري كه با كفش و فريادش نشانه‌اي را باقي گذاشت كه براي هميشه ماند و لبخند را بر لب‌هاي بوش خشكانيد.

 




درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: