جستجو

آرشيو

تماس با ما

درباره ما

صفحه نخست

 
تاريخ درج: يکشنبه، 1 شهريور 1388     
مخالفت پدر با ازدواج دردسرساز شد

امين جامعه : دختر جواني كه در پي مخالفت پدرش با ازدواج او و پسر مورد علاقه‌اش دست به دامان احضار كننده جن شده و با نقشه شوم زن رمال وارد باند فساد شده بود با اقدام به موقع پدر نجات يافت.

مخالفت پدر با ازدواج

دختری به نام «مريم- ن» با مراجعه به مشاوره كلانتري 13 اصفهان اظهار داشت: يك سال پيش با پسرجواني به نام مجيد آشنا شدم و به هم علاقمند شديم تا اينكه كه او قصد داشت همراه خانواده‌اش به خواستگاري من بيايد اما چون در آن زمان يكي از خواهر‌هايم تازه عروسي كرده و دو خواهر ديگرم هم دوران عقد خود را سپري می‌كردند پدرم اجازه خواستگاري براي من را نمی‌داد.

مريم كه 19سال دارد و يكسال است كه ديپلم خود را گرفته می‌گويد: من و مجيد كه به هم خيلي علاقه پيدا كرده بوديم به ناچار با مشورت مادرم و بدون اطلاع پدرم، مجيد يك حلقه نامزدي برايم خريد و ما با هم نامزد شديم، بعد مرا به خانه‌اش برده و به خانواده‌اش معرفي كرد. از آن روز به بعد، من به خانه آنها رفت و آمد داشتم، اما خانواده مجيد ازاين جريان راضي نبوده و مدام اصرار می‌كردند تا با پدرم و خانواده‌ام آشنا شوند اما من و مادرم جرات گفتن این مسأله را به پدرم نداشتيم همين امر باعث شده بود كه خانواده مجيد عشق او را نسبت به من كم كنند تا اينكه احساس كردم ديگر مجيد مثل سابق نيست و نسبت به من دلسرد شده است.

آشنايي با زن رمال و شروع اخاذي

مريم گفت: يك روز در پارك نشسته بودم يكي از دوستان دوران دبيرستانم را ديدم و وقتي او علت ناراحتي‌ام را پرسيد من هم ماجرا زندگي ام را برايش تعريف كردم او بعد از شنيدن ماجراي من گفت، شخصي را می‌شناسد كه می‌تواند به من كمك كند و دلسردي مجيد را از بين ببرد و بعد با او به منزل شخص مزبور رفتم، اين شخص زني رمال به نام سهيلا بود كه بعد‌ها فهميدم چند سال سابقه زنداني هم داشته است.

وقتي ماجراي عشق از دست رفته‌ام را براي اين زن تعريف كردم او به من گفت، من جني را براي شما احضار می‌كنم و از اين طريق به تو كمك می‌كنم تا به خواسته است برسي ولي با وجود اينكه نزديك به 100هزارتومان خرج كردم ولي هيچ نتيجه‌یي نگرفتم و با مخالفت‌هاي خانواده مجيد با ارتباط بين ما، او هم روز به روز از من فاصله می‌گرفت.

دختر جوان درباره كلاهبرداري زن رمال ادامه داد: در هر مرحله كه به منزل او می‌رفتم يك سفره‌یي را پهن می‌كرد و يك مرغ و يك طوطي را بر سر سفره می‌آورد و می‌گفت، اينها جن هستند و آمده‌اند تا مشكل تو را حل كنند، من هم كه تحت تاثير او قرار گرفته بودم حرف‌هايش را باور می‌كردم.

وارد شدن به باند فساد

مريم كه با سادگي خود در دام اين زن كلاهبردار افتاده بود عنوان كرد: بعد از مدتي كه به منزل سهيلا رفت و آمد داشتم و هر مرتبه او اين دو حيوان را به عنوان جن برايم بر سر سفره می‌آورد يك روز به من گفت يكي از اين جن‌ها عاشق تو شده و می‌خواهد با تو ارتباط برقرار كند كه اگر اجازه ندهي، خانواده تو را از بين می‌برد و زندگي تو را متلاشي می‌كند. با شنيدن اين حرف‌ها نمی‌دانستم چه كار كنم من كه براي به دست آوردن عشق دوباره مجيد و حل مشكل ازدواج با او به منزل اين زن پا گذاشته بودم، حال نه تنها مشكلم حل نشده بود بلكه دچار يك مشكل ديگري نيز شده بودم.

او ادامه داد: سهيلا گفت، در اين مورد من بايد تو را با فرد ديگري آشنا كنم تا او ارتباط تو با جني كه عاشق تو شده را برقرار كند و بعد مرا با شخصي به نام «فاطمه- ح» آشنا كرد و من بدليل سادگي‌ و ترس از به خطر افتادن زندگي سه روز متوالي از صبح تا شب به منزل فاطمه می‌رفتم تا جن را براي من احضار كند. اما هر روز چند مرد غريبه به منزل رفت و آمد می‌كردند و با اين زن به گفت‌وگو می‌پرداختند تا اينكه من متوجه شدم هدف فاطمه اين است كه مرا با باند فساد آشنا كند و از طريق فروش من به آنها پول خوبي را به جيب بزند.

دختر جوان كه اشك در چشمانش حلقه زده بود و تمامی‌ مشكلاتي كه برايش پيش آمده بود را ناشي از سادگي و عدم ارتباط با خانواده‌اش بيان می‌كرد اظهار داشت: وقتي ديدم كمی ‌نمانده تا در دام باند فساد افتاده و آبرويم را از دست بدهم روز سوم كه از منزل فاطمه به منزل آمدم وقتي پدرم از من پرسيد كجا بودي؟ در حالی که بغض گلويم را گرفته بودم پدرم را در آغوش گرفتم و تا می‌توانستم گريه كردم و بعد تمام ماجرا را برايش تعريف كردم و به او گفتم كه مجيد را دوست دارم و همه اين كارها را بخاطر اينكه مجيد را ازدست ندهم انجام داده‌ام.

دستگيري زن رمال

بعد از اظهارات اين دختر جوان با تلاش ماموران كلانتري 13 فرماندهي انتظامی ‌شهرستان اصفهان سهيلا زن رمالي كه با كلاهبرداري اقدام به اخاذي و اغفال اين دختر كرده بود دستگير و جهت سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي گرديد و ساير افراد مرتبط با اين فرد نيز تحت پيگرد قانوني قرار گرفتند.

لازم به ذكر است برابر حكم قضايي سهيلا به حبس تعزيري و پرداخت جريمه محاكمه شد.

موافقت پدر با ازدواج دختر

كارشناس مشاوره كلانتري13 درخصوص اين ماجرا به خبرنگار ما گفت: پس از اين جريان مشاوره‌هاي لازم به پدر و دختر جوان ارائه و آنها با برخي از آسيب‌هاي اجتماعي كه از طريق كم شدن فاصله بين پدر و فرزند به وجود می‌آيد آگاه شدند.

وي افزود: پدر اين دختر كه فردي منطقي بود عنوان داشت كه اشتباه از او بوده كه زمينه‌یي را ايجاد نكرده تا فرزندش به راحتي در مورد فرد مورد علاقه‌اش با او صحبت كند، و ديگر دچار اين همه مشكلات نگردد.

اين كارشناس مشاوره اظهار داشت: پس از ارایه راهنمايي‌ها و مشاوره‌هاي لازم موافقت خود را با ازدواج دخترش با فرد مورد علاقه‌اش اعلام كرد.

هشدار پليس: به فالگيرها و رمال‌ها اعتماد نكنيد

سرهنگ سيد علي نقي علوي معاون اجتماعي فرماندهي انتظامی‌ استان اصفهان با تاكيد براينكه بارها از سوي پليس هشدار داده شده كه مردم به فالگير‌ها و رمال‌ها اعتماد نكنند اما باز مشاهده می‌شود كه به اين هشدار پليس توجه نمی‌شود.

وي با بيان اينكه سادگي و خرافاتي بودن دختر جوان در اين ماجرا علت افتادن به دام افراد مكار و حيله‌گر بود افزود: اين گونه افراد به دنبال كساني كه از اعتماد به نفس كمتري داشته و زمينه مورد اغفال قرار گرفتن را دارند می‌گردند و با سرگرم نمودن آنها و استفاده از كلمات و اصطلاحات ناآشنا و اعمال خارق‌العاده سعي می‌كنند تا اعتماد آنها را به خود جلب كنند.

اين مقام مسوول ترس از پدر و عدم برقراري ارتباط صميمانه با پدر و بازگو كردن مسائل و مشكلات را از ديگر عوامل بروز اين حادثه ذكر كرد و گفت: نبايد در محيط خانه ترس از پدر حاكم باشد به طوري كه فرزندان نتوانند مسائل و مشكلات خود را با او درميان بگذارند زيرا اين ترس از پدر زمينه بروز مشكلات فراواني در آينده براي فرزندان ايجاد می‌كند.

سرهنگ علوي در پايان به خانواده‌ها توصيه كرد: به منظور جلوگيري از افتادن فرزندان به دام افراد مكار و حيله‌گر رفت و آمد‌هاي فرزندانتان را كنترل كرده و با برقراري ارتباط صميمانه آنها را نسبت به آسيب‌ها و خطراتي كه در كمينشان هستند آگاه نماييد 

 




درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: