وزیر صمت عازم قزاقستان شد
|
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
|
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
|
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
|
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
|
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
|
اعتراض رسمی وزارت صنعت به تخریب زیرساختهای صنعتی ایران در حملات اخیر
|
مشوق سرمایهگذاری در شهرکهای صنعتی تا پایان سال تمدید شد
|
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
|
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
|
تأمین یارانه مورد نیاز بخشهای آسیبپذیر تولید و صنعت بهطور هدفمند
|
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
|
وزیر صمت: تولیدکنندگان برای بازگشت ارز تا ۱۵ ماه مهلت میگیرند
|
يک شنبه 24 خرداد 1405
Toggle navigation
صفحه نخست
درباره ما
آرشیو
تماس با ما
سحر خانم، دور از سینما، در مازندران به شهرت رسید
تاريخ:بيست و چهارم خرداد 1405 ساعت 16:09
|
کد : 439872
|
مشاهده: 16
برترینها: به تازگی کاربری در توییتر مدعی شده که سحر ولدبیگی این روزها در مازندران است و در یک رستوران مشغول به کار است. به هر حال سحر ولدبیگی از خانوادهایست که اساسا نسبتشان با هنر لاینفک است. پدرش از چهرهپردازان بزرگ سینمای ایران بود و خودش نیز با کارنامهای نسبتا قابل اتکا در کمدی، حیات هنری خود را پیش برده است. در همه اینسالها نیز در کنار همسرش نیما فلاح به ظاهر زندگی آرامی را سپری کرده و در آشفتهبازار هنر زوجی تراز به حساب میآیند.
اما از او خاطرهای تکرارنشدنی داریم، شادی در پاورچین، ماجرای دختری بررهای در تهران که در کنار مدیری و انصاری با اتمسفر سریال کاملا همسو بود. اما سحر خانم طی چندسال اخیر مواضع متفاوتی را اتخاذ کرده و احتمالا بر همین اساس به شکلی خودخواسته از جریان رسمی سینما و تلویزیون کنار کشیده و حالا هم لایفاستایل کاملا غیرمنتظرهای را از حیث شهرت در پیش گرفته است.
کاربری به نام امیر در این باره نوشت: مازندران بودم. خانم سحر ولدبیگی در یک رستوران کار میکرد. سفارش ثبت میکرد. میدانم با طرح این خبر مخالفتی ندارند. از خودم پرسیدم اگر اوضاع وفق مراد نباشد آیا حاضرم از صفر شروع کنم ولی شرافتمندانه زندگی کنم. دعا کنید در پاسخ به خودم لاف نزده باشم.
از فرش قرمز پایین آمد اما تمام نشد
بهناز اقبال، منتقد سینما نیز که از دوستان صمیمی سحر ولدبیگیست، این متن ستایشآمیز را درباره او که زندگی را جایی دیگر آغاز کرده نوشته است:
سحری را که سالها میشناختم دوست داشتم و به او افتخار میکردم؛ اما چند ماه است که برایم به انسان دیگری تبدیل شده است. امروز به زنی نگاه میکنم که احترامم به او چند برابر شده است. خیلیها شرافت را دوست دارند، تا وقتی که برایشان هزینهای نداشته باشد. خیلیها از مقاومت حرف میزنند، تا وقتی که مجبور نباشند چیزی را از دست بدهند. اما زندگی گاهی آدم را به بزنگاههایی میرساند که باید میان آسایش و شرافت، یکی را انتخاب کرد.
سحر چند ماه است که در یکی از همان بزنگاهها ایستاده است. او بیش از یک سال است که از بازیگری فاصله گرفته و مسیر دیگری را انتخاب کرده است. مسیری که شاید تشویق و فرش قرمز نداشته باشد، اما چیزی دارد که از همه آنها ارزشمندتر است: عزت.
ماههاست که در یک رستوران کار میکند. از مردم سفارش میگیرد، کار میکند، خسته میشود و مثل میلیونها انسان شریف دیگر، نانش را با زحمت به دست میآورد. من این موضوع را از همان روزهای اول میدانستم و بارها از دیدنش بغض کرده بودم، اما دربارهاش سکوت کردم. نه به این دلیل که چیزی برای گفتن نداشتم، بلکه چون فکر میکردم بعضی حرفها باید در زمان درستشان گفته شوند.
این روزها وقتی او را میبینم، دیگر فقط یک بازیگر موفق نمیبینم. زنی را میبینم که حاضر شده از نو شروع کند. زنی که سختی را به جان خریده تا چیزی از کرامتش کم نشود. زنی که به ما یادآوری میکند شرافت یک واژه زیبا نیست؛ شرافت یعنی وقتی زندگی سخت میشود، باز هم حاضر نباشی خودت را ارزان بفروشی.
برای کسی که سالها روی فرش قرمز قدم زده، جلوی دوربین ایستاده و شناخته شده است، پایین آمدن از آن جایگاه و شروع دوباره از صفر، کار هر کسی نیست. خیلیها شهرت را دوست دارند، اما تعداد کمی حاضرند بدون غرور و بدون طلبکاری از جهان، دوباره آستین بالا بزنند و زندگی را از نو بسازند.
مردم باید این را بدانند. باید بدانند گاهی قهرمانی در این نیست که روی پرده سینما بدرخشی. گاهی قهرمانی این است که دور از نور و تشویق، بار زندگی را روی شانههایت بگذاری و باز هم سرت را بالا نگه داری.و شاید مهمترین چیزی که سحر در این ماهها به من یاد داد این باشد: ارزش یک انسان را شهرت و تیتر خبرها تعیین نمیکند. ارزش یک انسان در لحظهای معلوم میشود که همه آنها را از او بگیری و ببینی آیا هنوز میتواند با همان وقار بایستد یا نه.
سحر ایستاد.
بعضی آدمها وقتی از فرش قرمز پایین میآیند، تمام میشوند.
بعضی آدمها تازه از همانجا آغاز میشوند.
http://www.sanatnews.ir/News/1/439872
برچسب ها :
سحر ولد بیگی
,
سینما
,
مازندران
آدرس ايميل شما:
*
آدرس ايميل دريافت کنندگان
*
Sending ...
*
پربازديد ترينها
۳۰۳ همت عدمالنفع صنایع از ناترازیها
تأکید وزیر صمت بر لزوم همگونسازی قوانین با شرایط فعلی تولید
وزیر صمت: بسته حمایتی دولت از صنایع قابلیت تمدید دارد
ارتقای روابط تجاری ایران و افغانستان در اولویت دولت است
اتابک: نقشه راه همکاریهای تجاری ایران و اوراسیا در مسکو نهایی میشود
مدیر نمونه خودرویی کشور مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری ایران شد
افزایش قیمت و ناترازی انرژی، چالش اصلی صنایع کشور
تمهیدات وزارت صمت برای مراسم اربعین امسال
ارائه گزارش بازار بهصورت منظم به دولت؛ کاهش تقاضا گذراست
عایدی هزار میلیارد تومانی کشور از اجرای قانون تجارت ملوانی
اتابک: دستور روانسازی واردات قطعات ریلی صادر شد
وزیر صمت: برای اولین بار کنسانتره تیتانیوم در کشور تولید می شود
آخرين اخبار
آغاز فصل جدید «حسینیه معلی» با حضور مداحان شاخص
ارزانترین و گرانترین بلیت قطار
وزیر علوم: کنکور ۱۴۰۵ به صورت قطعی در روزهای ۲۹ و ۳۰ مردادماه برگزار میشود
شروط تبلیغ موسسات آموزشی در صدا و سیما
سحر خانم، دور از سینما، در مازندران به شهرت رسید
جزئیات تازه از روند و مفاد توافق ایران و آمریکا
آنچه ترامپ ۸۰ ساله سعی در کتمان آن دارد
قیمت مرغ تازه در میادین شهرداری تهران
ملیپوش والیبال لژیونر شد
ترکیب تیم ملی والیبال ایران برای بازی با بلژیک اعلام شد
«گوشینه» جایگزین «هدفون» شد
خبر خوب برای بازنشستگان تامین اجتماعی
کليه حقوق محفوظ و متعلق به پايگاه اطلاع رسانی صنعت نيوز ميباشد
نقل مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و توليد نرم افزار :
نوآوران فناوری اطلاعات امروز