معرفی ۱۲ هزار واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات بانکی
|
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
|
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
|
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
|
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
|
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
|
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
|
اعتراض رسمی وزارت صنعت به تخریب زیرساختهای صنعتی ایران در حملات اخیر
|
مشوق سرمایهگذاری در شهرکهای صنعتی تا پایان سال تمدید شد
|
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
|
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
|
تأمین یارانه مورد نیاز بخشهای آسیبپذیر تولید و صنعت بهطور هدفمند
|
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
|
يک شنبه 25 مرداد 1405
Toggle navigation
صفحه نخست
درباره ما
آرشیو
تماس با ما
آیا مساله اصلی امروز ایران جنگ است یا شکاف میان مردم و حکومت؟
تاريخ:بيست و پنجم مرداد 1405 ساعت 14:26
|
کد : 451204
|
مشاهده: 16
برای فهم تحولات امروز منطقه، نمیتوان تنها به رویدادهای روز و حملات نظامی اخیر نگاه کرد. بخشی از آنچه امروز در برابر ایران جریان دارد، ریشه در تجربه چند دهه سیاست آمریکا در خاورمیانه دارد؛ از تحریم و مهار عراق پس از جنگ خلیج فارس تا حمله سال ۲۰۰۳ و سقوط صدام حسین.
با این حال، مقایسه ایران و عراق تنها زمانی میتواند راهگشا باشد که تفاوتهای عمیق دو کشور نیز در نظر گرفته شود. ایران از نظر جغرافیا، جمعیت، ظرفیت اقتصادی، موقعیت منطقهای و ساختار اجتماعی با عراقِ دوران صدام تفاوتهای اساسی دارد و نمیتوان انتظار داشت همان نسخه دقیقاً به همان نتیجه منجر شود.
در این میان، شاید مهمترین متغیر نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی کشور، بلکه رابطه میان حکومت و جامعه باشد. تحریم و فشار خارجی زمانی میتواند آثار سیاسی عمیقتری ایجاد کند که شکاف میان دولت و جامعه افزایش یافته باشد. از همین منظر، مقابله با فشار خارجی فقط یک مسئله نظامی و سیاست خارجی نیست؛ بلکه به کیفیت حکمرانی، مبارزه با فساد، کاهش نارضایتی، روشن شدن مراکز تصمیمگیری و توانایی حکومت برای شنیدن مطالبات جامعه نیز ارتباط پیدا میکند.
بر همین اساس، پرسش اصلی این است: آیا آمریکا در قبال ایران در حال تکرار الگوی عراق است، یا ایران به دلیل تفاوتهای بنیادین خود میتواند مسیر متفاوتی را رقم بزند
سیدعلی حسینی کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل در گفتوگو با ایسنا به این پرسش پاسخ داد.
متن این گفتوگو به در زیر میآید:
پرسش: اگر بخواهیم تحولات اخیر منطقه و جنگ را ریشهایتر بررسی کنیم، آیا میتوان میان سیاست آمریکا در قبال عراق و سیاست کنونی این کشور در قبال ایران شباهتی پیدا کرد؟
پاسخ: به نظر من برای فهم تحولات کنونی باید کمی به عقب برگردیم. در سال ۱۹۹۱، پس از تحولات مربوط به عراق و جنگ خلیج فارس، ایدهای تحت عنوان «مهار دوگانه» در سیاست آمریکا مطرح شد. این سیاست در ادامه مسیری را شکل داد که از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۳ ادامه پیدا کرد و نهایتاً به حمله آمریکا و سقوط صدام حسین انجامید.
وی گفت: مهار عراق دو پایه اصلی داشت: نخست، تحریمهای اقتصادی و نفتی و دوم، ایجاد وضعیت «نه جنگ و نه صلح». آمریکا هر چند وقت یکبار با بهانههایی مانند موضوع سلاحهای کشتار جمعی، حملات موشکی محدودی علیه اهداف مختلف در عراق انجام میداد؛ یک روز به یک مرکز، روز دیگر به نیروگاه یا هدفی دیگر. یعنی عراق نه در جنگ تمامعیار بود و نه از امنیت و آرامش برخوردار بود. فشار اقتصادی از یک طرف و تهدید نظامی مستمر از طرف دیگر، به تدریج توان کشور را فرسوده کرد. به اعتقاد من، اکنون نیز بخشی از همان الگو در قبال ایران در حال اجراست؛ البته با تفاوتهای بسیار مهمی که ناشی از موقعیت ژئوپلیتیکی، جمعیت، ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران است.
پرسش: تفاوت اساسی ایران و عراق در این زمینه چیست؟ آیا میتوان همان الگو را عیناً در ایران اجرا کرد؟
پاسخ: ایران اساساً عراق نیست. ایران کشور بسیار بزرگتری است، جمعیت بیشتری دارد، سطح سواد و توانمندی اجتماعی آن بالاتر است، همسایگان بیشتری دارد و از نظر جغرافیایی نیز شرایط کاملاً متفاوتی دارد. عراق همسایگان محدودی داشت و امکان محاصره آن به مراتب سادهتر بود. ایران علاوه بر خلیج فارس و تنگه هرمز، مسیرهای ارتباطی و همسایگان متعددی دارد و از نظر ژئوپلیتیکی موقعیت متفاوتی دارد. اما با وجود این تفاوتها، معتقدم آمریکا در سطح راهبردی همچنان همان مسیر فرسایشی را دنبال میکند؛ یعنی ترکیبی از تحریم، فشار اقتصادی، تهدید نظامی، حملات محدود و ایجاد یک وضعیت دائمی از ناامنی. تفاوت اصلی این است که در مورد ایران، اجرای چنین سیاستی بسیار دشوارتر است.
پرسش: در مورد عراق چه عاملی باعث شد این سیاست آمریکا در نهایت به سقوط صدام منجر شود؟
پاسخ: یک عامل بسیار مهم، وضعیت اجتماعی و سیاسی داخل عراق بود. صدام حسین در سالهای پایانی حکومتش عملاً بر بخش بسیار کوچکی از جامعه تکیه داشت. شاید بتوان گفت تنها درصد محدودی از جامعه به شکل واقعی و سازمانیافته از حکومت حمایت میکردند. من خودم در عراق حضور داشتم و از نزدیک شرایط را دیدم. زمانی که حکومت احساس خطر میکرد، نیروهای حزب بعث، نیروهای امنیتی و جیشالشعبی در نقاط مختلف مستقر میشدند. این نیروها الزاماً از روی اعتقاد از صدام حمایت نمیکردند، بلکه بسیاری از آنان به دلیل عملکرد و اقدامات گذشته حکومت، احساس میکردند اگر صدام سقوط کند، خودشان نیز در معرض مجازات قرار خواهند گرفت.
وی ادامه داد: در واقع، بخش بزرگی از جامعه عراق از صدام ناراضی بود و همین مسئله یکی از عواملی بود که آمریکا را برای ورود نظامی امیدوار کرد. عامل دیگر، حضور مخالفان عراقی در خارج از کشور بود که توانستند ارتباطات مؤثری با ساختار سیاسی و نظامی آمریکا، بهویژه در پنتاگون، برقرار کنند.
پرسش: آیا شرایط اجتماعی ایران را میتوان با عراق مقایسه کرد؟
پاسخ: به هیچ عنوان نمیتوان این دو جامعه را یکی دانست. در عراقِ دوره صدام، بخش بسیار بزرگی از جامعه به این نتیجه رسیده بود که هر وضعیتی بعد از صدام احتمالاً بهتر از وضع موجود است. اما در ایران چنین وضعیتی وجود ندارد. در ایران، با وجود همه نارضایتیها، یک بخش بسیار بزرگ از جامعه دارای نوعی «عقلانیت ایرانی» است. این مردم ممکن است از حکومت ناراضی باشند، اما همزمان به این فکر میکنند که اگر ساختار سیاسی موجود فروبپاشد، چه چیزی جایگزین آن خواهد شد. مردم ایران عراق، لیبی یا افغانستان را دیدهاند و میدانند سقوط یک حکومت الزاماً به معنای رسیدن به شرایط بهتر نیست.
وی افزود: بنابراین میان دو گروه محدود، یعنی کسانی که در هر شرایطی از حکومت دفاع میکنند و کسانی که در هر شرایطی خواهان سقوط جمهوری اسلامی هستند، یک جمعیت بسیار بزرگ قرار دارد که نه الزاماً طرفدار حکومت است و نه خواهان نابودی ایران. این بخش از جامعه برای آینده ایران تصمیمساز است.
پرسش: بنابراین به نظر شما مهمترین مسئله جمهوری اسلامی برای مقابله با فشار خارجی چیست؟
پاسخ: مهمترین مسئله، افزایش رضایت مردم است. حکومت نمیتواند صرفاً با تکیه بر شعار «مردم پای کار هستند» خیال خود را راحت کند. اگر حکومت میخواهد در برابر فشار خارجی مقاومت کند، باید بتواند مردم را در کنار کشور و در کنار حاکمیت نگه دارد. امروز دیگر برای ارزیابی افکار عمومی فقط به انتخابات نیاز نیست. فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، تحلیل دادهها و حتی ابزارهای هوش مصنوعی امکان ارزیابی افکار عمومی را فراهم کردهاند.
حسینی گفت: طرف مقابل به خوبی میتواند تشخیص دهد چه میزان از جامعه از ایران دفاع میکند، چه میزان از حاکمیت حمایت میکند و چه میزان صرفاً مخالف شرایط موجود است. هرچه رضایتمندی مردم افزایش پیدا کند، فاصله میان کشور و اهداف دشمن نیز بیشتر میشود.
پرسش: آیا این مسئله به معنای ارائه امتیازات اقتصادی گسترده به مردم است؟
پاسخ: نه الزاماً. بخشی از مشکلات اقتصادی واقعاً ناشی از تحریم، جنگ و کاهش درآمدهای کشور است و حکومت ممکن است توان پرداخت یارانههای بسیار بزرگ یا ایجاد اشتغال گسترده را نداشته باشد. اما همه اقدامات برای افزایش رضایت عمومی هزینه مالی ندارد. برای نمونه، موضوع فیلترینگ و فروش فیلترشکن یک تناقض آشکار ایجاد کرده است. مردم نمیتوانند بفهمند چگونه از یک طرف دسترسی به اینترنت محدود میشود و از طرف دیگر فروش ابزار عبور از همین محدودیتها وجود دارد. این نوع تناقضها خشم اجتماعی ایجاد میکند و حذف آنها لزوماً هزینه اقتصادی سنگینی ندارد. حکومت باید در حوزههایی که اختیار و امکان اصلاح دارد، اقدام کند.
پرسش: شما معتقدید فساد اقتصادی نیز در این میان نقش مهمی دارد؟
پاسخ: بله. من معتقدم میان بسیاری از حفرههای امنیتی و فساد اقتصادی ارتباط وجود دارد. نفوذ معمولاً در خلأ اتفاق نمیافتد و در بسیاری از موارد، فساد بستر مناسبی برای نفوذ ایجاد میکند. برای مثال، درباره درآمدهای حاصل از فیلترشکنها ارقامی مطرح شده است. اگر رقمهای بسیار بزرگی در چنین حوزههایی جابهجا شود، طبیعی است که این پول میتواند قدرت ایجاد کند.
آیا مساله اصلی ایران جنگ است یا شکاف میان مردم و حکومت؟
تصویری از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تهران
وی خاطرنشان کرد: ما گاهی اعداد بزرگ را درک نمیکنیم. وقتی کسی با حقوق ۵۰ یا ۶۰ میلیون تومان زندگی میکند، تصور دهها هزار میلیارد تومان برایش دشوار است. اما همین پول میتواند برای ایجاد شبکههای نفوذ، خریدن افراد، اثرگذاری بر تصمیمات یا ایجاد موانع برای فعالیتهای اقتصادی سالم استفاده شود. من نمونههایی از فعالیتهای اقتصادی بخش خصوصی و تعاونی را دیدهام که با وجود ظرفیت بالا، هر بار در مسیرشان مانعی ایجاد شده است. وقتی این موانع را دنبال میکنید، در نهایت در بسیاری از موارد به مسئله قدرت و پول میرسید.
پرسش: یکی از مشکلاتی که شما مطرح میکنید، دوگانگی در ساختار تصمیمگیری است. منظورتان چیست؟
پاسخ: در بسیاری از مناطق کشور چند مرکز قدرت همزمان وجود دارد. استاندار، فرماندار، نماینده مجلس، امام جمعه و نهادهای نظامی و امنیتی همه اینها هستند و هر کدام ممکن است درباره یک موضوع نظر متفاوتی داشته باشند. برای نمونه، دولت ممکن است برای برگزاری یک برنامه فرهنگی مجوز صادر کند، اما یک نهاد یا مقام دیگر با آن مخالفت کند. مسئله فقط یک کنسرت نیست. این وضعیت در صدها مسئله دیگر وجود دارد که مردم عادی اصلاً از آنها مطلع نمیشوند. وقتی یک مدیر دولتی مسئولیت دارد اما اختیار تصمیمگیری واقعی ندارد، حکمرانی دچار مشکل میشود.
وی تاکید کرد که این مسئله در نهایت موجب فرار سرمایه، خروج نخبگان و کاهش اعتماد عمومی میشود. فرد متخصصی که میبیند نمیتواند در چارچوب قانونی و با تصمیم یک مرجع مشخص فعالیت کند، ممکن است در نهایت کشور را ترک کند.
پرسش: آیا این دوگانگی ریشه قانونی و ساختاری هم دارد؟
پاسخ: بخشی از آن به ساختار حقوقی و سیاسی کشور بازمیگردد. ما باید بتوانیم درباره ساختار حکمرانی و حتی قانون اساسی با نگاه اصلاحی صحبت کنیم. قانون اساسی وحی منزل نیست. خود جمهوری اسلامی نیز در مقطعی قانون اساسی را بازنگری کرد. بنابراین اگر ساختار حقوقی یا اجرایی کشور در طول زمان با مشکلات جدیدی مواجه شده، باید امکان اصلاح آن وجود داشته باشد. حکمرانی یعنی آینده را ببینیم، نه اینکه فقط مشکلات امروز را مدیریت کنیم.
وی افزود: در یکی از نمونهها، مطالعاتی درباره عوامل نارضایتی اجتماعی انجام شده بود. گروهی از جامعهشناسان بررسی کرده بودند که چه مسائلی میتواند در آینده موجب نارضایتی گسترده و حتی اعتراض خیابانی شود. در این مطالعات موضوعاتی مانند بازنشستگی، حقوق، بیکاری و مسائل اقتصادی بررسی شده بود. اما یکی از مواردی که کارشناسان آن را بسیار جدی ارزیابی کرده بودند، مسئله حجاب و نحوه مواجهه با آن بود. گزارش تهیه و به نهادهای مختلف ارسال شد، اما تا زمانی که حادثه مهسا امینی رخ داد، توجه جدی به هشدارها صورت نگرفت. این دقیقاً وظیفه حکمرانی است. حکومت باید بتواند پنج یا ده سال جلوتر را ببیند و پیش از وقوع بحران برای آن برنامه داشته باشد.
پرسش: شما مسئله حجاب را نیز نمونهای از همین تأخیر در تصمیمگیری میدانید؟
پاسخ: بله. من معتقدم یکی از مشکلات جمهوری اسلامی این است که معمولاً دیر به نتیجه میرسد. اگر سالها قبل سیاست حجاب اجباری اصلاح میشد، شاید جامعه به وضعیت امروز نمیرسید. وقتی حکومت در برابر تغییرات اجتماعی مقاومت میکند، جامعه نیز ممکن است در واکنش، از نقطه تعادل فاصله بگیرد. حکومت باید زودتر تصمیم بگیرد. اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، بهتر است خود حکومت آن را مدیریت کند تا اینکه تغییرات اجتماعی در نهایت آن را به تصمیمگیری مجبور کند.
پرسش: در حوزه اقتصادی چه اقداماتی را میتوان تا قبل از اینکه هزینه سنگینی برای کشور ایجاد شود، انجام داد؟
پاسخ: یکی از نمونههای روشن، آزاد کردن ظرفیتهای اقتصادی کشور است. مثلاً سیستان و بلوچستان با وجود ظاهر خشک و محروم خود، ظرفیتهای معدنی قابل توجهی دارد. اگر بخشی از این ظرفیتها به سرمایهگذاران واقعی واگذار شود، میتوان اشتغال و درآمد ایجاد کرد. مشکل اینجاست که بخشی از معادن توسط نهادهای مختلف در اختیار گرفته شده، اما گاهی بهرهبرداری مؤثری صورت نمیگیرد. اگر یک نهاد توانایی بهرهبرداری دارد، باید این کار را انجام دهد و اگر ندارد، باید میدان را برای بخش خصوصی باز کند. وقتی یک معدن بتواند برای ۲۰۰ نفر شغل ایجاد کند، دیگر لازم نیست برای همان افراد بسته معیشتی یا کمک نقدی در نظر بگیریم. آنها با کار و درآمد خودشان زندگی میکنند و کرامت انسانیشان نیز حفظ میشود. این همان سیاستی است که میتواند رضایت عمومی را بدون تحمیل هزینه سنگین به دولت افزایش دهد.
پرسش: اجازه بدهید به عرصه سیاست خارجی برگردیم. شما معتقدید جنگ کنونی صرفاً جنگ ایران و آمریکا نیست؟
پاسخ: بله. من معتقدم باید این جنگ را در چارچوب بزرگتری دید. به نظر من مسئله اصلی آمریکا در بلندمدت چین است. آمریکا ممکن است با روسیه بر سر یک معامله بزرگ به توافق برسد، اما مسئله چین برای واشنگتن متفاوت است.
آیا مساله اصلی ایران جنگ است یا شکاف میان مردم و حکومت؟
حضور مردم در حمایت از نیروهای نظامی کشور در خیابان
حسینی ادامه داد: یکی از ابزارهای اصلی کنترل چین، انرژی است. آمریکا بر بخش مهمی از انرژی منطقه خلیج فارس نفوذ دارد. مسئله باقیمانده، انرژی ایران است. بنابراین اگر بتوانند انرژی ایران را نیز در چارچوب مورد نظر خود قرار دهند و آن را با منابع انرژی خلیج فارس، ونزوئلا و تولید داخلی آمریکا پیوند دهند، قدرت بیشتری برای اعمال فشار بر چین خواهند داشت. بنابراین نباید تصور کنیم که جنگ فقط درباره ایران و اسرائیل است. باید ابعاد ژئوپلیتیکی و انرژی آن را نیز دید.
پرسش: در چنین شرایطی نقش چین و روسیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: به نظر من ایران باید از چین و روسیه مطالبه جدیتری داشته باشد. اگر جنگ در نهایت به مسئله انرژی و رقابت آمریکا و چین مرتبط است، چین نمیتواند صرفاً ناظر باشد. البته چینیها انتقاداتی دارند نسبت به ایران و آن هم این است که میگویند، در ایران نمیدانیم با چه کسی باید مذاکره کنیم و ساختار تصمیمگیری روشن نیست. بخشی از این حرف ممکن است بهانه باشد، اما بخشی نیز میتواند ناشی از واقعیت ساختار تصمیمگیری ایران باشد همان طور که در بالا به آن اشاره کردم. ما باید این بهانه را از آنها بگیریم و از طرفی با یک سیاست خارجی روشن، مطالبه خود را از چین و روسیه مطرح کنیم.
پرسش: نقش اسرائیل در روند کنونی جنگ را چگونه میبینید؟
پاسخ: یکی از نکات مهم این است که جنگ با اقدام اسرائیل آغاز شد، اما در ادامه شرایط به شکلی تغییر کرده که عملاً آمریکا در مرکز رویارویی قرار گرفته است. به نظر من این موضوع نشاندهنده توانایی اسرائیل در مدیریت صحنه سیاسی و امنیتی است. حتی وقتی آمریکا تلاش میکند اسرائیل را کنترل کند یا درباره حملات آینده با آن هماهنگ شود، باز هم باید دید این روند در چارچوب چه استراتژی بزرگتری قرار دارد. نباید جزئیات را از روند کلی جدا کرد.
پرسش: در این میان تنگه هرمز چه جایگاهی دارد؟ آیا بسته شدن یا ناامن شدن آن آمریکا را غافلگیر کرده است؟
پاسخ: من فکر نمیکنم آمریکا از نظر راهبردی غافلگیر شده باشد. ترامپ بارها گفته که آمریکا برای نفت خود به تنگه هرمز نیاز مستقیم ندارد. این حرف از یک جهت درست است. اما مسئله فقط نیاز روزمره آمریکا نیست؛ مسئله اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز است. ناامن کردن یک مسیر دریایی بسیار سادهتر از امن کردن آن است. کافی است ناامنی ایجاد شود تا کشتیها و شرکتها مجبور شوند مسیرهای خود را تغییر دهند. از سوی دیگر، بالا رفتن قیمت نفت الزاماً به معنای ضرر همه شرکتهای آمریکایی نیست. شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا ممکن است از افزایش قیمت انرژی سود ببرند. بنابراین نباید تصور کنیم هر اتفاقی که موجب افزایش قیمت نفت میشود، الزاماً برای آمریکا شکست است.
پرسش: درباره طرحهایی که برای دور زدن تنگه هرمز و ایجاد مسیرهای جایگزین مطرح میشود، چه نظری دارید؟
پاسخ: باید توجه کنیم که در آمریکا و اروپا مراکز مطالعاتی متعددی وجود دارند که برای سناریوهای مختلف از سالها قبل برنامهریزی میکنند. اگر احتمال بسته شدن تنگه هرمز مطرح شود، آنها سناریوهای مختلفی درباره خطوط لوله، مسیرهای جایگزین، حملونقل دریایی و منابع دیگر بررسی میکنند. این مراکز برای دریافت بودجه باید مطالعه و طرح ارائه کنند. بنابراین وقتی یک بحران اتفاق میافتد، ممکن است ناگهان دهها یا صدها طرح مطالعاتی روی میز باشد.
حسینی گفت: از طرف دیگر، شرکتهای خصوصی نیز به دنبال پروژه هستند. اگر امروز تنگه هرمز بسته شود، شرکتهایی وجود دارند که فوراً طرح احداث مسیرهای جایگزین یا خطوط انتقال انرژی را مطرح میکنند، چون اجرای چنین پروژههایی برای آنها یک فرصت اقتصادی است. بنابراین نباید تصور کرد که جهان برای چنین سناریویی هیچ برنامهای ندارد.
پرسش: با توجه به شرایط جنگی، آیا گشودن جبهههای جدید، از جمله در شمال یا دریای خزر، منطقی است؟
پاسخ: به نظر من در شرایط کنونی باید از گسترش جبهههای جنگ جلوگیری کرد. ما با یک طرف بسیار قدرتمند مواجه هستیم. آمریکا، برخی کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی در این معادله حضور دارند. امکانات دو طرف نیز قابل مقایسه نیست. بنابراین باید از تصمیمهایی که جنگ را گستردهتر میکند پرهیز کرد. اینکه گفته شود حالا باید در منطقه دیگری نیز جبهه جدیدی باز کنیم، ممکن است در ظاهر شعار جذابی باشد، اما از نظر راهبردی میتواند بسیار پرهزینه باشد. مذاکره برای پایان دادن به جنگ، به معنای تسلیم نیست. گاهی عقلانیت حکم میکند برای کاهش خسارت و جلوگیری از گسترش بحران، مذاکره کنیم.
پرسش: شما درباره جریانهای تندرو نیز انتقاداتی مطرح کردهاید. نقش این جریانها در شرایط فعلی چیست؟
پاسخ: مشکل این است که در برخی موارد جریانهای تندرو عملاً تریبون را در اختیار گرفتهاند. در تجمعات و برنامههای عمومی، به تدریج پول و سازماندهی وارد شده است. مسئله این نیست که مردم عادی که در این تجمعات حضور دارند مقصرند. مسئله این است که چه کسی صحنه را مدیریت میکند و چه کسی هزینه آن را میپردازد. وقتی فضای خیابان به دست پول سپرده شود، ممکن است صداهایی از آنجا بلند شود که دقیقاً با خواسته دشمن خارجی همخوانی داشته باشد. ما نباید مردم را مقصر کنیم. باید ببینیم چه ساختاری باعث میشود یک جریان محدود بتواند صدای اکثریت را تحتالشعاع قرار دهد. نباید اجازه داد خروش داوطلبانه و خودجوش مردم به یک سازوکار سیستمی و هماهنگ شده تبدیل شود چرا که این روند در آینده حتما به نفع کشور نیست.
پرسش: آیا در حاکمیت نشانههایی از عقلانیت و تغییر رویکرد مشاهده میکنید؟
پاسخ: به نظر من بله، اما همان طور که در پاسخ به سوالی دیگر گفتم جمهوری اسلامی معمولاً دیر به نتیجه میرسد. فکر میکنم جبر شرایط، مسئولان را به این سمت میبرد که سیاست داخلی را با واقعیتهای اجتماعی هماهنگ کنند. اگر عقلانیت زودتر وارد تصمیمگیری میشد، شاید بسیاری از بحرانهای امروز اصلاً به وجود نمیآمدند. اما اکنون شرایط به گونهای است که ادامه همان سیاستهای گذشته ممکن نیست.
آیا مساله اصلی ایران جنگ است یا شکاف میان مردم و حکومت؟
تصویری از یک ساختمان که در جنگ 40 روزه مورد اصابت موشکهای آمریکا قرار گرفت
وی گفت: سالهاست میگویم سیاست خارجی کشور باید با سیاست داخلی هماهنگ باشد. اگر شما در خارج از کشور از استقلال، قدرت و مقاومت صحبت کنید، اما در داخل رضایت مردم را نادیده بگیرید، این دو سیاست در نهایت با یکدیگر تعارض پیدا میکنند. در حالی که قدرت واقعی کشور از داخل میآید. اگر مردم احساس کنند حکومت صدای آنها را میشنود، حتی در شرایط سخت اقتصادی و جنگی نیز میتوان مقاومت اجتماعی ایجاد کرد. اما اگر مردم احساس کنند هیچ راهی برای اصلاح وجود ندارد، فشار خارجی میتواند شکافهای داخلی را عمیقتر کند.
پرسش: مهمترین توصیه شما به مسئولان در شرایط فعلی چیست؟
پاسخ: به نظر من باید از مردم شروع کنند. ممکن است حکومت و دولت نتوانند درآمد مردم را دو برابر کند. ممکن است نتواند همه مشکلات اقتصادی را حل کند. ممکن است به دلیل تحریم و جنگ نتواند کالابرگهای چندمیلیونی پرداخت کند. اما میتوانند بسیاری از محدودیتهای غیرضروری را بردارند. دولت میتواند در حوزههایی که اختیار دارد تصمیم بگیرد.
وی افزود: میتواند از سیاستهایی که مردم را بیدلیل عصبانی میکند فاصله بگیرد. میتواند فضای اقتصادی را برای سرمایهگذاری باز کند. میتواند جلوی فساد را بگیرد. میتواند تکثر مراکز تصمیمگیری را اصلاح کند. و مهمتر از همه، میتواند مردم را اقناع کند. در شرایط جنگی، رضایت مردم یک مسئله تزئینی نیست؛ بخشی از امنیت ملی است.
پرسش: در نهایت، تفاوت اصلی ایران با عراق که میتواند سرنوشت دو کشور را از هم جدا کند چیست؟
پاسخ: به نظر من تفاوت اصلی همان جمعیت بزرگی است که نه الزاماً طرفدار جمهوری اسلامی هستند و نه خواهان نابودی ایران. این مردم ممکن است از حکومت ناراضی باشند، اما ایران را دوست دارند و آینده کشور را میخواهند. همین بخش بزرگ جامعه است که تاکنون مانع بسیاری از فروپاشیها شده است. اما نباید از نجابت و عقلانیت این مردم برای همیشه سوءاستفاده کرد. نجابت مردم حد دارد. اگر حکومت بتواند رضایت این بخش بزرگ جامعه را حفظ کند، دشمن خارجی کار بسیار دشوارتری خواهد داشت. اما اگر این بخش اجتماعی به تدریج احساس کند که هیچ راه اصلاحی وجود ندارد، آنوقت شرایط میتواند تغییر کند.
وی افزود: بنابراین مسئله اصلی امروز فقط جنگ خارجی نیست. مسئله اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی میتواند از فرصت موجود برای اصلاح سیاست داخلی، کاهش نارضایتی، مبارزه با فساد، ایجاد شفافیت و افزایش رضایت عمومی استفاده کند یا خیر. جمهوری اسلامی در بسیاری از مقاطع تاریخی دیر به نتیجه رسیده است، اما اگر این بار نیز دیر تصمیم بگیرد، هزینههای بسیار بیشتری نسبت به گذشته متحمل میشود.
http://www.sanatnews.ir/News/1/451204
آدرس ايميل شما:
*
آدرس ايميل دريافت کنندگان
*
Sending ...
*
پربازديد ترينها
۳۰۳ همت عدمالنفع صنایع از ناترازیها
تأکید وزیر صمت بر لزوم همگونسازی قوانین با شرایط فعلی تولید
ارتقای روابط تجاری ایران و افغانستان در اولویت دولت است
اتابک: نقشه راه همکاریهای تجاری ایران و اوراسیا در مسکو نهایی میشود
افزایش قیمت و ناترازی انرژی، چالش اصلی صنایع کشور
عایدی هزار میلیارد تومانی کشور از اجرای قانون تجارت ملوانی
اتابک: دستور روانسازی واردات قطعات ریلی صادر شد
اتابک: برق بخش تولید نباید قطع شود
اتابک: نباید جایگاه اصناف تضعیف شود
مکانیسم ماشه خطوط دریایی ایران را متوقف نکرد
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
هیچ نهاد مشخصی پاسخگوی مشکلات اقتصاد دریامحور نیست
آخرين اخبار
مصوبه اجارهبها گامی مؤثر برای نظمبخشی به بازار مسکن
ساخت مرکز جدید لیزر در دانشگاه شهید بهشتی با ۱۰ برابر ظرفیت قبل
جنایت میناب در حافظه تاریخی ملت ماندگار خواهد شد
کاوش ماه بدون دخالت انسان ممکن میشود
وجود بیش از یک میلیون خط تلفن ثابت در البرز
بورس تهران همچنان در مسیر صعود
حمایت بیمه ای از بالغ بر ۷۰۰۰ پرونده ناباروری در گیلان
خسارت ۲۴۰ میلیاردی طوفان و تگرگ به نخیلات شهرستان جیرفت
«سهراه ادبیات»؛ تلاشی برای معرفی نسل تازه شعر خراسان
انتشار کتاب عراقچی به زبان قزاقی
افت رتبه ۵ دانشگاه از ۶ دانشگاه بزرگ ایرانی حاضر در شانگهای ۲۰۲۶
آیا مساله اصلی امروز ایران جنگ است یا شکاف میان مردم و حکومت؟
کليه حقوق محفوظ و متعلق به پايگاه اطلاع رسانی صنعت نيوز ميباشد
نقل مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و توليد نرم افزار :
نوآوران فناوری اطلاعات امروز