معرفی ۱۲ هزار واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات بانکی
|
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
|
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
|
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
|
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
|
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
|
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
|
اعتراض رسمی وزارت صنعت به تخریب زیرساختهای صنعتی ایران در حملات اخیر
|
مشوق سرمایهگذاری در شهرکهای صنعتی تا پایان سال تمدید شد
|
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
|
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
|
تأمین یارانه مورد نیاز بخشهای آسیبپذیر تولید و صنعت بهطور هدفمند
|
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
|
يک شنبه 1 شهريور 1405
Toggle navigation
صفحه نخست
درباره ما
آرشیو
تماس با ما
چرا سریال «بدنام» با این همه بدی هایش پربیننده ترین است؟
تاريخ:اول شهريور 1405 ساعت 09:19
|
کد : 451400
|
مشاهده: 17
به گزارش خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت:
نکته قابل توجه اما اینجاست که «بدنام» به تهیهکنندگی، نویسندگی و طراحی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی با وجود این ضعفها، یکی از پربینندهترین سریالهای نمایش خانگی بوده است.
براساس آماری که مرکز تحلیل اجتماعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) از نتایج نظرسنجی تیرماه ۱۴۰۵ درباره میزان مخاطب تلویزیون و شبکه نمایش خانگی منتشر کرده، «بدنام» با ۱۷درصد مخاطب در صدر تولیدات نمایش خانگی قرار داشته است.اما پربیننده بودن الزاماً به معنای باکیفیت بودن نیست.
«اقتصاد توجه» در فضای پلتفرمی دقیقاً بر همین تناقض بنا شده است. اثری که کنجکاوی، شوک، خشم، جنجال، دعوا یا پایان تعلیقی ایجاد کند، طبیعتاً شانس بیشتری برای دیده شدن و بازنشر دارد. حتی ممکن است مخاطب اثری را ببیند تا درباره بد بودنش حرف بزند! در چنین شرایطی، میزان بازدید بهتنهایی نمیتواند معیار رضایت یا کیفیت هنری باشد.«بدنام» در ایجاد توجه و نگه داشتن مخاطب برای تماشای ادامه قصه، موفق است اما این موفقیت را نباید با موفقیت روایی یا هنری یکی دانست. یک اثر ضعیف میتواند بسیار دیده شود و یک اثر ارزشمند، مخاطبی محدود داشته باشد. تاریخ سینما و تلویزیون نیز نمونههای فراوانی از هر دو وضعیت دارد.
موجسواری با جنجال
این مجموعه از همان ابتدا با یک بمب خبری وارد میدان شد: توقیف سریال پس از پخش قسمت نخست! همین اتفاق موجب شد نام سریال سر زبانها بیفتد و بخشی از توجهی که باید از مسیر خود اثر بدست میآمد، از حاشیههای پیرامونش تأمین شود.حامد عنقا پیشتر در سریالهای «آقازاده» و «گناه فرشته» نشان داده بهخوبی از ظرفیت جنجال و سوژههای حساس برای جلب توجه استفاده میکند.
در «بدنام» هم با الگویی آشنا مواجهیم؛ الگویی که سالهاست در بسیاری از ملودرامهای ایرانی و ترکی تکرار میشود: روابط چندطرفه، عشقهای مبهم، رازهای خانوادگی، منافع پنهان و کشمکش میان قدرت، ثروت و عاطفه.
در مرکز این الگو معمولاً زنی قرار دارد که برای حفظ خود، امنیت مالی، جلوگیری از ضرر یا رهایی از یک موقعیت دشوار، ناچار میشود میان روابط مختلف حرکت کند و بخشی از حقیقت را پنهان نگه دارد. «بدنام» نیز کموبیش همین مسیر را طی میکند.یلدا، زنی از جنوب شهر، درگیر مناسبات پیچیده دو باند قدرت میشود. اسماعیل پسر حاجابراهیم، او را از خودکشی منصرف میکند و میان آن دو رابطهای عاطفی شکل میگیرد که به ازدواج پنهانی میانجامد. از سوی دیگر، رابطه حاجابراهیم و عماد اعتماد به دشمنی تبدیل میشود و آشکار شدن راز ازدواج موقت یلدا با عماد، زندگی اسماعیل و یلدا را وارد بحران میکند. سپس بیماری یلدا، بارداری، جدایی، انتقام و درگیری دو باند، لایههای دیگری به همین موقعیت اولیه اضافه میکنند.مشکل «بدنام» این است که از همین مصالح محدود، امکان چندانی برای خلق موقعیتهای تازه نمیسازد. کلیشه در ملودرام الزاماً ضعف نیست. مشکل زمانی آغاز میشود که کلیشه نتواند امکان تازهای برای احساس، تعارض و شخصیتپردازی ایجاد کند.
پیرنگی که دور خودش میچرخد
مهمترین ضعف «بدنام» را شاید بتوان در همین یک جمله خلاصه کرد: پیرنگ پیش نمیرود؛ دور خودش میچرخد. بحران ایجاد میشود، اطلاعاتی تازه آشکار میشود، شخصیتها با یکدیگر درگیر میشوند و سپس همه چیز به نقطهای نزدیک به وضعیت قبلی بازمیگردد. در بسیاری از موارد، اتفاقی که رخ داده، تغییر پایدار و معناداری در شخصیت یا مناسبات داستان ایجاد نمیکند.در نتیجه، برای حفظ کشش، مدام راز تازهای ساخته میشود؛ فلشبک و فلشفوروارد به کار گرفته شده و اطلاعات قطرهچکانی به مخاطب داده میشود. اما تعلیق زمانی مؤثر است که از دل موقعیت و شخصیت بیرون بیاید، نه اینکه صرفاً ابزاری برای کش دادن روایت باشد.در «بدنام» گاهی احساس میکنیم با داستانی مواجهیم که ظرفیت چند قسمت محدود را داشته، اما برای یک سریال بلند طراحی شده و در این مسیر به آن آب بسته شده است. به همین دلیل، در نیمه دوم سریال بیش از آنکه به گسترش جهان داستان منجر شود، بحرانهای قبلی دائماً تکرار میشود.
ضعف آشکار در شخصیتپردازی
ضعف شخصیتپردازی، مشکل دیگری است که به مرور خودش را بیشتر نشان میدهد. درباره گذشته و انگیزههای اصلی بسیاری از شخصیتها اطلاعات کافی نداریم و همین مسئله رفتارهای آنها را گاه بیپشتوانه و تصنعی میکند.
حاجابراهیم چرا سالها تنها مانده است؟ چرا اسماعیل به بیتا، که از نظر سنی و موقعیتی تناسب بیشتری با او دارد، هیچ کششی نشان نمیدهد؟ چرا سه مرد اصلی قصه به شکلی کموبیش مشابه به یلدا علاقهمند شدهاند؟ و اگر شخصیت هدیه، دوست یلدا، از داستان حذف شود، چه خلأ مهمی در ساختمان قصه ایجاد میشود؟ این پرسشها درباره جزئیات فرعی نیستند؛ نشان میدهند برخی شخصیتها بیشتر برای ایجاد موقعیت داستانی طراحی شدهاند تا اینکه کنش آنها از نیازهای روانشناختی و جهان شخصیشان ناشی شود.
یلدا نیز بیش از هر شخصیت دیگری قربانی این ضعف است. قرار است دختری رنجکشیده، سختکوش و عاشق باشد اما گذشته و جهان درونیاش به اندازهای ساخته نشده که مخاطب بتواند رفتارهایش را از منظر روانی درک کند. از سوی دیگر، دیالوگهای او نیز گاه با زندگی زیسته و طبقه اجتماعیاش همخوانی ندارند. گویی شخصیتها فارغ از سن، طبقه و پیشینه، با یک زبان واحد حرف میزنند؛ زبانی شعاری، ادبی و گاه بیش از حد قصارگونه.
دیالوگهای پرطمطراق!
یکی دیگر از ضعفهای «بدنام» دیالوگنویسی آن است. آدمها در این سریال، با وجود تفاوتهای آشکار اجتماعی و شخصیتی، اغلب به یک زبان سخن میگویند. واژههایی مانند شرف، معرفت، وجدان، باور و جبران، بارها در قالب دیالوگهای قصار تکرار میشوند؛ آن هم از زبان شخصیتهایی که خودشان در بسیاری از موقعیتها رفتاری متناقض با همین ارزشها دارند. مشکل زمانی بیشتر به چشم میآید که شخصیتها به جای زیستن در موقعیت، درباره موقعیت حرف میزنند. خشم، عشق، نفرت، انتقام و حتی دوستی و دشمنی، اغلب بهجای آنکه در رفتار شخصیتها شکل بگیرد، در دیالوگ برای مخاطب توضیح داده میشود.نتیجه گاهی حالوهوایی اغراقآمیز و حتی نزدیک به برخی آثار ملودراماتیک هندی پیدا میکند؛ انگار شخصیتها به جای آنکه احساس خود را زندگی کنند، موظفاند آن را برای مخاطب شرح دهند.
بازیهایی که زیر سایه نقشهای قبلی ماندهاند
در میان بازیگران، حسن پورشیرازی همچنان یکی از نقاط قوت سریال است؛ اما حتی او نیز نتوانسته از محدودیتهای متن کاملاً فاصله بگیرد. حاجابراهیم در «بدنام» گاه شمایلی کمعمق و اغراقشده از همان تیپی به نظر میرسد که پورشیرازی در «پیرپسر» با نقشآفرینی مثالزدنی خلق کرده بود.امیر آقایی نیز بار دیگر در قالب شخصیتی قرار گرفته که برای مخاطب یادآور نقشهای قبلی او، بهخصوص «آقازاده» است.
سینا مهراد هم به تیپهایی نزدیک میشود که پیشتر از او دیدهایم. گریم و طراحی ظاهری نیز در بسیاری از موارد به جای ساختن هویت مستقل برای شخصیتها، این شباهتها را تشدید میکند. در مورد ستایش رجایینیا (بازیگر نقش یلدا افروز) نیز مشکل اصلی نه فقدان تلاش، بلکه محدودیت خود شخصیت است. یلدا بهجای آنکه جهانی درونی و چندلایه پیدا کند، اغلب در همان شمایل دختر جوان، زیبا، رنجکشیده و عاشق باقی میماند. در برخی موقعیتها نیز نحوه بازی و میزانسن چنان است که گویی بیش از تجربه زیسته یک شخصیت، با اجرای یک تصویر تبلیغاتی مواجهیم. این مسئله البته فقط به بازیگر بازنمیگردد؛ وقتی فیلمنامه شخصیت را به اندازه کافی نسازد، بازیگر مواد اولیه لازم برای خلق یک شخصیت متمایز را در اختیار ندارد.
جزئیاتی که جهان سریال را باورناپذیر میکنند
در کنار ضعفهای فیلمنامه، بیدقتیهایی در طراحی صحنه، لباس و گریم نیز به چشم میآید. گاهی میزانسن و فضاسازی ارتباط معناداری با موقعیت داستان ندارند. یلدا در موقعیتهای مختلف، حتی در شرایطی که انتظار میرود ظاهرش تغییر کند، همچنان با همان آرایش و ظاهر مرتب دیده میشود.
زخم صورت اسماعیل نیز با گذشت زمان طولانی، همچنان تازه و دستنخورده باقی میماند. این جزئیات بهظاهر کوچکاند، اما در مجموعهای که قرار است مخاطب را در یک جهان داستانی باورپذیر نگه دارد، اهمیت دارند. وقتی اثر در جزئیات ساده دچار بیدقتی میشود، تعلیق و جدیتی که برای آن تلاش کرده نیز آسیب میبیند.
فرمولی که فعلاً جواب میدهد
عنقا فرمول مشخصی برای آثارش دارد: سوژه حساس و جنجالی، روابط عاطفی پرتنش، شخصیتهای خاکستری، بازیگران شناختهشده، یک چهره زن جوان و تازه و البته راز و تعلیق.این فرمول برای جلب توجه جواب میدهد و آمار مخاطبان بدنام نیز نشان میدهد هنوز میتواند مخاطب را پای سریال نگه دارد. اما مسئله اینجاست که جذب مخاطب با خلق اثر ماندگار تفاوت دارد.
اگر راز و تعلیق قرار باشد جای شخصیتپردازی، جنجال جای مضمون و پیچش داستانی جای پیشرفت پیرنگ را بگیرد، ممکن است سریال تا قسمت آخر دیده شود اما الزاماً پس از پایان در ذهن مخاطب باقی نمیماند. بدنام دقیقاً در همین نقطه ایستاده است: سریالی که بلد است مخاطب را کنجکاو کند اما کمتر میتواند او را عمیقاً درگیر کند؛ بلد است راز بسازد، اما نه همیشه معنایی برای آن؛ و میتواند داستانی را ۲۰قسمت ادامه دهد، بیآنکه به اندازه این ۲۰قسمت، داستان تازهای برای روایت داشته باشد.این سریال نه به دلیل استفاده از کلیشه شکست خورده و نه صرفاً به دلیل ساده بودن قصه؛ مسئله آن است که از مصالح آشنا، شخصیتهایی کمعمق ساخته و سپس همین مصالح محدود را در روایتی بسیار طولانی کش داده است.
بدنام شاید بتواند با رازهای تازه، بحرانهای بعدی و وعده افشای حقیقت، مخاطب را تا پایان با خود همراه کند؛ اما پرسش مهمتر این است که پس از پایان، از این همه کشمکش چه چیزی در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند؟ شاید بتوان گفت عنقا در اقتصاد توجه موفق بوده است اما در خلق یک درام ماندگار هنوز فاصله زیادی با موفقیت دارد و اینجاست که اسم سریال معنای دیگری پیدا میکند: در «بدنام» شاید بدنامی واقعاً از گمنامی بهتر باشد؛ چون دستکم موجب میشود اثر دیده شود اما دیده شدن به معنای موفقیت یک اثر هنری نیست.
http://www.sanatnews.ir/News/1/451400
آدرس ايميل شما:
*
آدرس ايميل دريافت کنندگان
*
Sending ...
*
پربازديد ترينها
تأکید وزیر صمت بر لزوم همگونسازی قوانین با شرایط فعلی تولید
ارتقای روابط تجاری ایران و افغانستان در اولویت دولت است
اتابک: نقشه راه همکاریهای تجاری ایران و اوراسیا در مسکو نهایی میشود
عایدی هزار میلیارد تومانی کشور از اجرای قانون تجارت ملوانی
اتابک: دستور روانسازی واردات قطعات ریلی صادر شد
اتابک: برق بخش تولید نباید قطع شود
اتابک: نباید جایگاه اصناف تضعیف شود
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
مکانیسم ماشه خطوط دریایی ایران را متوقف نکرد
هیچ نهاد مشخصی پاسخگوی مشکلات اقتصاد دریامحور نیست
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
معرفی ۱۲ هزار واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات بانکی
آخرين اخبار
دانشگاه هم سهم پولدارها شد
آیا احیای تفاهمنامه اسلام آباد به نفع ایران است؟
«بُت» با لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن اکران میشود
عزیزم طلسمت کرده اند
چرا وقتی هوا داغ می شود، مردم بیشتر به جان همدیگر می افتند؟
چرا سریال «بدنام» با این همه بدی هایش پربیننده ترین است؟
۳ ماسک خانگی با زردچوبه برای مراقبت از پوست
کاهش متقاضیان کنکور در سالهای اخیر
افزایش سهمیه سوخت خودروها به ۱۶۰ لیتر در سیستانوبلوچستان
درمان ترکیبی سرطان پستان با هیدروژل حساس به نور
«شاهنامه» رایگان برای مردم
پنتاگون از افشاگران وضعیت بغرنج آبراهام لینکلن انتقام گرفت
کليه حقوق محفوظ و متعلق به پايگاه اطلاع رسانی صنعت نيوز ميباشد
نقل مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و توليد نرم افزار :
نوآوران فناوری اطلاعات امروز