معرفی ۱۲ هزار واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات بانکی
|
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
|
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
|
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
|
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
|
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
|
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
|
اعتراض رسمی وزارت صنعت به تخریب زیرساختهای صنعتی ایران در حملات اخیر
|
مشوق سرمایهگذاری در شهرکهای صنعتی تا پایان سال تمدید شد
|
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
|
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
|
تأمین یارانه مورد نیاز بخشهای آسیبپذیر تولید و صنعت بهطور هدفمند
|
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
|
شنبه 2 آبان 1405
Toggle navigation
صفحه نخست
درباره ما
آرشیو
تماس با ما
جنگها «واقعا» با مذاکره تمام میشوند؟
تاريخ:دوم آبان 1405 ساعت 15:04
|
کد : 462955
|
مشاهده: 19
به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد در مطلبی در شماره امروز خود با این مقدمه نوشت: موافقان مذاکره و چهرههای مختلف در دولت مسعود پزشکیان با طرح این دیدگاه که پایان جنگها با مذاکره پیوند دارد، در واقع بحثی را پیش کشیده که سابقهای طولانی در تجربههای نظامی و دیپلماتیک جهان دارد. این گزاره اما ازسوی بخشی از مخالفان مذاکره با تردید و تمسخر روبهرو شده است. یکی از نمایندگان تهران در مجلس نیز در اظهاراتی انتقادی این پرسش را مطرح کرده که چه کسی گفته است پایان هر جنگی با مذاکره همراه است.
او در گفتوگو با مجری صداوسیما و در برنامه « به وقت ایران» گفت این گزاره که «همه جنگها با مذاکره تمام میشوند» غلط است. وقتی مجری پایان جنگ ویتنام را نتیجه مذاکره دانست، دوباره مثال جنگ ۳۳روزه حزبالله پیش کشیده شد؛ اما مجری یادآوری کرد که آن جنگ هم با قطعنامه پایان یافت.
بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد هر دو مثال او، دستکم بخشی از واقعیت را نادیده میگیرد و مجری صداوسیما نیز به درستی اشتباه او در استناد به موارد تاریخی را یادآوری کرده است. جنگ ویتنام با موافقتنامههای پاریس (۲۷ ژانویه ۱۹۷۳) وارد مرحله آتشبس و خروج امریکا شد. هرچند این توافق، صلح پایدار نیاورد و جنگ در ۱۹۷۵ با پیروزی نظامی شمال تمام شد، اما مذاکره نقش تعیینکنندهای در خروج نیروی خارجی داشت.
جنگ ۳۳روزه ۲۰۰۶ نیز با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل به پایان رسید. هر دوطرف این قطعنامه را پذیرفتند و آتشبس از ۱۴ آگوست اجرایی شد. این یک پایان دیپلماتیک بود نه ادامه درگیری تا پیروزی کامل میدان.
ادعای مطلق «هیچ جنگی با مذاکره تمام نمیشود» با واقعیت تاریخی سازگار نیست. حتی در جنگهایی که درنهایت با قدرت نظامی خاتمه یافتهاند، مذاکره یا قطعنامههای بینالمللی اغلب نقطه عطف خروج از جنگ یا کاهش شدت آن بودهاند.
این موضوع البته دو نکته دیگر را در دل خود دارد که پیش از بررسی رد یا تایید گزاره «پایان هر جنگ با مذاکره است» باید به آن توجه کرد.
نخست اینکه لحن گوینده این جمله در صداوسیما خطاب به عباس عراقچی است و مشخصا سعی دارد دیدگاههای وزیر امور خارجه دولت چهاردهم را به چالش بکشد. این نکته باید مشخص باشد که عبارت «پایان هر جنگ با مذاکره است» هرگز بهطور مستقیم در گفتههای عباس عراقچی قید نشده است، البته محتوای برخی سخنان او این منظور را میرساند که باید در زمان مقتضی جنگید و ابزار مذاکره را نیز برای داشتن دست برتر در جنگ پیگیری کرد اما هرگز عراقچی گوینده مستقیم جمله «همه جنگها با مذاکره تمام میشوند» نبوده است. عبارتی که حالا دستاویز منتقدان مذاکره قرار گرفته، میتواند گفته عراقچی در ۲۸ تیر ۱۴۰۵ باشد«جنگها یا با پیروزی مطلق نظامی خاتمه مییابد یا با مذاکره. اگر توان پیروزی مطلق نظامی را نداریم باید مذاکره کنیم.»
این جمله با عبارت «همه جنگها با مذاکره تمام میشوند» تفاوت دارد، چون عراقچی صریحا دو مسیر برای پایان جنگ مطرح کرده است، نه فقط مذاکره.
از طرف دیگر پزشکیان نیز جملهای با این مضمون دارد. او در گفتوگو با فاکسنیوز در ۳ مهر ۱۴۰۵ گفته است: «وقتی میشود مسالهای را با گفتوگو حل کرد، نباید آن را با خون و خونریزی حل کرد.» این جمله درباره حل اختلاف از طریق گفتوگوست، نه اینکه همه جنگها الزاما با مذاکره پایان مییابند.
در بررسی اظهارات مسوولان دیگر البته بعضا برخی نمایندگان مجلس در دفاع از تیم مذاکرهکننده یا رویه دولت در پیگیری همزمان ابزارهای جنگ نظامی و مذاکره دیپلماسی چنین محتوایی مبنی بر اینکه «پایان هر جنگ با مذاکره است» را به کار بردهاند؛ فداحسین مالکی و احمد بخشایش اردستانی و علاءالدین بروجردی در مصاحبههای خود در ماههای اخیر چنین ایدهای را طرح کردند اما در همان گفتوگوها هر سه چهره بر لزوم آمادگی نظامی و پاسخهای جنگی به رفتارهای نظامی طرف دیگر جنگ یعنی امریکا و اسراییل نیز تاکید داشتند.
نکته دوم در این باره بررسی اصل دیدگاه «پایان هر جنگ با مذاکره است» است، فارغ از اینکه چقدر این جمله به صورت مستقیم با این واژگان توسط چهرههای دولتی یا غیردولتی بیان شده، پرسش اینجاست که آیا تجربه روابط بینالملل، چنین برداشتی را تایید میکند یا میتوان بدون هیچگونه گفتوگو و توافقی، جنگ را به پایانی قابل اتکا رساند؟
در گام نخست بررسی این موضوع و پیش از هر چیز باید میان مذاکره و تسلیم تفاوت قائل شد؛ تمایزی که در بخشی از جدالهای سیاسی داخلی گاه نادیده گرفته میشود. مذاکره لزوما به معنای عقبنشینی از مواضع یا پذیرفتن خواستههای طرف مقابل نیست. همانطور که ادامه جنگ نیز بهخودیخود تضمینی برای تحقق تمام اهداف نظامی و سیاسی یک کشور به شمار نمیرود. مذاکره میتواند ابزاری برای تثبیت دستاوردهای میدان، تحمیل هزینه به طرف مقابل، گرفتن تضمینهای لازم یا جلوگیری از بازگشت درگیری باشد. به بیان دیگر، بحث بر سر انتخاب میان قدرت نظامی و دیپلماسی نیست؛ مساله این است که چگونه میتوان از ظرفیت هر دو برای تامین منافع ملی استفاده کرد. ازسوی دیگر، مخالفان مذاکره معمولا بر این نکته تاکید میکنند که در شرایط جنگی، اعتماد به طرف مقابل دشوار است و گفتوگو ممکن است به دشمن فرصت تجدید قوا بدهد یا از فشار نظامی بر او بکاهد. این نگرانی را نمیتوان صرفا با دعوت به مذاکره نادیده گرفت. مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که طرفین درباره هزینه ادامه جنگ، اهداف قابل دستیابی و شرایط توقف درگیری محاسبهای واقعبینانه داشته باشند. از همین رو، مذاکره نه الزاما نشانه ضعف است و نه بهتنهایی تضمینکننده موفقیت؛ نتیجه آن به توازن قدرت، شروط توافق، ضمانتهای اجرایی و توانایی طرف مذاکرهکننده برای دفاع از منافع خود بستگی دارد. بنابراین، برای ارزیابی سخن «پایان هر جنگ با مذاکره است» باید از جدال بر سر یک عبارت فراتر رفت و پرسید در عمل، دولتها چگونه از وضعیت جنگی به توقف درگیری و سپس توافق سیاسی رسیدهاند. آیا قدرت نظامی بهتنهایی میتواند نتیجه جنگ را برای سالهای آینده تضمین کند؟ آیا هر آتشبسی به معنای پایان اختلافهاست؟ و مهمتر از همه، اگر هدف از جنگ تامین امنیت و منافع ملی باشد، چرا باید امکان استفاده از مذاکره برای تثبیت آن دستاوردها را از پیش کنار گذاشت؟ پاسخ به این پرسشها را باید در کارنامه جنگها جستوجو کرد؛ جایی که تفاوت میان پیروزی در میدان و ساختن صلحی ماندگار، روشنتر از هر جدال لفظی خود را نشان میدهد.
۱۰ جنگ مهم تاریخ که با مذاکره یا توافق سیاسی پایان یافتند
مرور تاریخ جنگهای جهان نشان میدهد که پایان درگیریهای نظامی همیشه با شکست کامل یکی از طرفین یا پیروزی مطلق در میدان نبرد رقم نخورده است. در بسیاری از موارد، مذاکره و توافق سیاسی به ابزاری برای توقف جنگ، تعیین شرایط آتشبس و تنظیم مناسبات پس از درگیری تبدیل شدهاند. با وجود تفاوت در ماهیت و نتیجه موارد پیش رو اما عموم آنها نشان میدهند که توافق سیاسی میتواند حلقه اتصال پایان عملیات نظامی و تعیین تکلیف اختلافها باشد.
۱- جنگ کره؛ آتشبس پس از دو سال مذاکره
جنگ کره در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ آغاز شد؛ زمانی که نیروهای کرهشمالی از مرز تعیینشده در مدار ۳۸ درجه عبور کردند و به کرهجنوبی حمله بردند. ورود نیروهای تحت فرمان سازمان ملل به رهبری امریکا و سپس مداخله نیروهای چینی، جنگ را به یکی از مهمترین رویاروییهای نظامی دوران جنگ سرد تبدیل کرد. درگیریها پس از سه سال، بدون پیروزی قاطع هیچیک از طرفین، به مرحلهای رسید که توقف جنگ به موضوع اصلی مذاکرات تبدیل شد.
مذاکرات آتشبس در جولای ۱۹۵۱ آغاز شد و بیش از دو سال ادامه یافت. نمایندگان فرماندهی سازمان ملل، ارتش کرهشمالی و نیروهای داوطلب چین در مجموع ۱۵۸ نشست برگزار کردند. یکی از مهمترین موانع توافق، اختلاف بر سر سرنوشت اسیران جنگی و نحوه بازگرداندن آنان بود؛ اختلافی که روند مذاکرات را بارها متوقف کرد. همزمان، درگیریهای نظامی نیز ادامه داشت و طرفین تلاش میکردند با تقویت موقعیت خود در میدان، شرایط مطلوبتری در مذاکرات بهدست آورند.
سرانجام در ۲۷ جولای ۱۹۵۳، توافق آتشبس در پانمونجوم امضا شد و همان روز به اجرا درآمد. براساس توافق، درگیریهای گسترده متوقف شد، منطقه غیرنظامی میان دوطرف شکل گرفت و سازوکارهایی برای نظارت بر اجرای آتشبس پیشبینی شد. با این حال، توافق مذکور پیمان صلح نبود و دو کره تاکنون نیز پیمان صلح نهایی امضا نکردهاند.
تجربه کره نشان میدهد مذاکره الزاما به معنای حلوفصل همه اختلافها نیست. گاهی طرفین، حتی بدون توافق بر سر آینده سیاسی و مرزهای نهایی،
بر سر توقف عملیات نظامی به تفاهم میرسند. در این نمونه، مذاکرات به توقف جنگی انجامید که ادامه آن هزینههای سنگینی برای همه طرفها داشت.
۲- جنگ ویتنام و تجربه تاریخی «امریکا در باتلاق ویتنام»
جنگ ویتنام یکی از نمونههای مهم پایاندادن به درگیری از مسیر مذاکره است؛ هرچند توافق دیپلماتیک به معنای پایان فوری همه ابعاد جنگ نبود. مذاکرات صلح پاریس پس از سالها درگیری و گفتوگوهای دشوار، سرانجام در ۲۷ ژانویه ۱۹۷۳ به امضای توافقی میان ایالاتمتحده، ویتنام شمالی، ویتنام جنوبی و دولت موقت انقلابی ویتنام جنوبی انجامید. براساس این توافق، خروج نیروهای رزمی امریکا از ویتنام پیشبینی شد و برای آزادی اسیران جنگی نیز ترتیباتی درنظر گرفته شد.
واشنگتن پس از سالها حضور نظامی و صرف هزینههای سنگین، به این نتیجه رسید که ادامه جنگ نمیتواند به پیروزی مورد انتظار منجر شود، بنابراین مذاکرات پاریس در سال ۱۹۷۳ به پایان حضور نظامی مستقیم امریکا در جنگ ویتنام انجامید، اما به جنگ میان ویتنام شمالی و ویتنام جنوبی پایان نداد.
ویتنام شمالی نیز با وجود هزینههای انسانی گسترده، توانسته بود مقاومت خود را ادامه دهد و امریکا را به پذیرش مذاکره وادار کند، بنابراین توافق پاریس به معنای برقراری صلح پایدار در ویتنام نبود و اگرچه درگیری میان نیروهای ویتنام شمالی و جنوبی ادامه یافت و در سال ۱۹۷۵ با سقوط سایگون و پیروزی ویتنام شمالی پایان گرفت اما درگیری بین امریکا و ویتنام به شکلی پایان داد که از آن در تاریخ به عنوان شکست امریکا در جنگ یاد میشود و اصطلاح «امریکا در باتلاق ویتنام» را وارد ادبیات سیاسی کرد.
۳- جنگهای مصر و اسراییل؛ از کمپدیوید تا پیمان صلح
رویارویی مصر و اسراییل، به ویژه پس از جنگ اکتبر ۱۹۷۳، نمونهای از تبدیل تقابل نظامی به توافق سیاسی است. دو کشور پیش از آن چندینبار وارد جنگ شده بودند و اختلاف بر سر سرزمینهای اشغالی، امنیت مرزها و آینده روابطشان همچنان پابرجا بود. با وجود این سابقه، مسیر دیپلماسی درنهایت به توافقی انجامید که مناسبات منطقه را تغییر داد. در سپتامبر ۱۹۷۸، انور سادات، رییسجمهور مصر و مناخیم بگین، نخستوزیر اسراییل با میانجیگری جیمی کارتر، رییسجمهور وقت امریکا در کمپدیوید به چارچوبی برای توافق دست یافتند. این مذاکرات در ۲۶ مارس ۱۹۷۹ به امضای پیمان صلح مصر و اسراییل انجامید. براساس این پیمان، اسراییل متعهد شد نیروهای خود را از شبهجزیره سینا خارج کند و مصر نیز اسراییل را به رسمیت شناخت و روابط رسمی میان دو کشور برقرار شد. خروج اسراییل از سینا در سال ۱۹۸۲ تکمیل شد.
صلح مصر و اسراییل به معنای حل همه مناقشات منطقهای، ازجمله مساله فلسطین، نبود و در داخل جهان عرب نیز با واکنشهای منفی روبهرو شد. با این همه، پیمان صلح نشان داد که حتی پس از جنگهای مکرر، مذاکره میتواند به توافقی پایدار میان دو دولت رقیب منجر شود.
۴- جنگ ایران و عراق؛ آتشبس با تکیه بر قطعنامه ۵۹۸
جنگ ایران و عراق که در شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد، پس از نزدیک به هشت سال درگیری، با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری آتشبس در ۲۰ آگوست ۱۹۸۸، برابر با ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، به مرحله پایان نظامی رسید. این جنگ ازجمله طولانیترین درگیریهای متعارف قرن بیستم بود و تلفات انسانی و خسارتهای اقتصادی گستردهای بر هر دو کشور تحمیل کرد.
قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۹۸۷ تصویب شده بود، اما رسیدن به آتشبس فوری نبود. ایران در تیر ۱۳۶۷ پذیرش قطعنامه را اعلام کرد و آتشبس از مرداد همان سال برقرار شد.
آتشبس بهتنهایی به معنای حل فوری همه اختلافات نبود. روابط دو کشور برای سالها با بیاعتمادی و مسائل حلنشده همراه ماند و روند بازگشت اسیران و تعیینتکلیف برخی موضوعات نیز زمان برد. با این وجود مذاکره و پذیرش قطعنامه، در شرایطی که جنگ فرسایشی شده بود، امکان توقف عملیات گسترده نظامی را فراهم کرد.
۵- جنگ چاکو؛ صلح بولیوی و پاراگوئه پس از سه سال نبرد
جنگ چاکو، میان بولیوی و پاراگوئه از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ بر سر منطقه مورد مناقشهگران چاکو ادامه یافت. این درگیری با تلفات انسانی سنگین و هزینههای اقتصادی گسترده برای هر دو کشور همراه شد، اما هیچیک نتوانست به پیروزی قاطعی دست یابد که همه اختلافات را به نفع خود حل کند.
در ۱۲ ژوئن ۱۹۳۵، دو کشور با میانجیگری بینالمللی پروتکل توقف مخاصمات را امضا کردند و آتشبس از ۱۴ ژوئن به اجرا درآمد. با این حال، توقف جنگ به معنای حل نهایی اختلافات مرزی نبود. مذاکرات برای تعیین مرزها ادامه یافت و سرانجام در ۲۱ جولای ۱۹۳۸، پیمان صلح، دوستی و مرزها در بوئنوسآیرس امضا شد. این توافق، سازوکاری برای تعیین مرز با داوری کشورهای میانجی پیشبینی کرد و روابط دو کشور را وارد مرحله تازهای ساخت. تجربه جنگ چاکو نشان میدهد که پایان درگیری و حل اختلافات سرزمینی ممکن است دو مرحله جداگانه داشته باشند. آتشبس به نبردها پایان داد، اما این مذاکرات بعدی بود که چارچوب صلح و تعیین مرزها را فراهم کرد.
۶- جنگ کلمبیا و پرو؛ توافق ریودوژانیرو و پایان مناقشه
درگیری کلمبیا و پرو در سال ۱۹۳۲، پس از تصرف شهر مرزی لتیسیا به دست گروهی مسلح، به رویارویی میان دو کشور بر سر قلمرو آمازون انجامید. این بحران به قطع روابط دیپلماتیک و درگیریهای نظامی در منطقه انجامید و نگرانی از گسترش جنگ را افزایش داد.
با میانجیگری جامعه ملل و نقشآفرینی برزیل، مسیر مذاکره برای حل اختلاف باز شد. در مه ۱۹۳۳، دو کشور بر سر ترتیباتی برای توقف درگیری و ادامه مذاکرات توافق کردند. سپس در ۲۴ مه ۱۹۳۴، پروتکل صلح، دوستی و همکاری در ریودوژانیرو امضا شد. این توافق بر احیای روابط دیپلماتیک، احترام به چارچوب حقوقی مرزها و حل اختلافات از راه مذاکره یا سازوکارهای حقوقی تاکید داشت. شهر لتیسیا نیز به اداره کلمبیا بازگشت.
این تجربه نمونهای است از اینکه مذاکره میتواند به اختلافی سرزمینی پایان دهد که به درگیری نظامی میان دو کشور کشیده شده است. توافق نهایی صرفا توقف شلیکها نبود؛ دوطرف سازوکارهایی برای جلوگیری از بازگشت به جنگ و مدیریت اختلافات آینده تعریف کردند.
۷- جنگ امریکا و اسپانیا و جنگ امریکا و بریتانیا
جنگ امریکا و اسپانیا در سال ۱۸۹۸ رخ داد و پس از شکستهای نظامی اسپانیا، مذاکرات صلح با میانجیگری فرانسه آغاز شد. در ۱۲ آگوست ۱۸۹۸، دوطرف بر سر توقف مخاصمات توافق کردند و سرانجام در ۱۰ دسامبر همان سال، پیمان پاریس را امضا کردند که رسما به جنگ پایان داد. براساس این پیمان، اسپانیا از ادعای حاکمیت بر کوبا صرفنظر و گوام و پورتوریکو را به امریکا واگذار کرد.
نمونه دیگر در همان حدود بازه زمانی جنگ ۱۸۱۲ میان ایالاتمتحده و بریتانیاست که پس از حدود دو سالونیم درگیری، به مذاکرات صلح در شهر خنتِ بلژیک رسید. نمایندگان دوطرف در ۲۴ دسامبر ۱۸۱۴ پیمان خنت را امضا کردند. پس از تصویب و مبادله اسناد پیمان در فوریه ۱۸۱۵، جنگ رسما پایان یافت. توافق، بازگشت به وضعیت سرزمینی پیش از جنگ را مبنا قرار داد و مقرر کرد سرزمینهایی که در جریان جنگ تصرف شده بودند، بازگردانده شوند.
۸- جنگ فوتبال؛ آتشبس میان هندوراس
و السالوادور؟ نه، صلح پس از شش روز جنگ
جنگ هندوراس و السالوادور در جولای ۱۹۶۹، که به «جنگ فوتبال» معروف شد، در پی تشدید تنشهای دیرینه بر سر مهاجرت، زمین و اختلافات سیاسی میان دو کشور آغاز شد. مسابقات مقدماتی جام جهانی و خشونتهای پیرامون آنها به تشدید فضای خصومت کمک کرد، اما علت اصلی جنگ، مجموعهای از اختلافات عمیقتر میان دو همسایه بود.
نیروهای السالوادور در ۱۴ جولای به هندوراس حمله کردند و درگیری نظامی چند روز ادامه یافت. سازمان کشورهای امریکایی برای برقراری آتشبس میانجیگری کرد و توقف درگیری از ۲۰ جولای ۱۹۶۹ به اجرا درآمد. خروج نیروهای السالوادور از خاک هندوراس نیز با فشارهای دیپلماتیک پیگیری شد. با وجود آتشبس، اختلافات مرزی و سیاسی فورا حل نشد و دو کشور سرانجام در ۳۰ اکتبر ۱۹۸۰ پیمان صلحی امضا کردند که تعیین بخشهایی از مرز مورداختلاف را به سازوکار حقوقی بینالمللی سپرد. در این پرونده، توقف عملیات نظامی در سال ۱۹۶۹ و پیمان صلح سال ۱۹۸۰ دو مرحله متفاوت از مسیر پایان مناقشه بودند.
۹- جنگ اریتره و اتیوپی؛ توافق الجزایر پس از دو سال نبرد
جنگ اریتره و اتیوپی از مه ۱۹۹۸ تا ژوئن ۲۰۰۰ ادامه یافت و بر سر اختلافات مرزی، بهویژه منطقه بادمه، شکل گرفت. این جنگ با وجود ریشههای مشترک دوطرف در مبارزه با حکومت پیشین اتیوپی، به درگیری نظامی گستردهای تبدیل شد و تلفات انسانی و هزینههای اقتصادی سنگینی بر هر دو کشور تحمیل کرد. پس از دو سال نبرد، با میانجیگری سازمان وحدت آفریقا و مشارکت بازیگران بینالمللی، مسیر توافق دیپلماتیک هموار شد. دو کشور در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۰ توافق آتشبس امضا کردند و در ۱۲ دسامبر همان سال، توافقنامه صلح الجزایر را به امضا رساندند. این توافق پایان رسمی جنگ را رقم زد و سازوکارهایی برای حل اختلافات مرزی و بررسی دعاوی مربوط به جنگ پیشبینی کرد.
براساس توافق، کمیسیون مرزی اریتره و اتیوپی برای تعیین مرزها تشکیل شد و کمیسیونی دیگر مسوول بررسی ادعاهای خسارت و مسوولیتهای مرتبط با جنگ شد. با این حال، اجرای توافق به سرعت به حل اختلافات منجر نشد و تنش میان دو کشور سالها ادامه یافت. در سال ۲۰۱۸، رهبران دو کشور توافق صلح تازهای امضا کردند که به دوره طولانی خصومت رسمی پایان داد. این تجربه نشان میدهد که مذاکره میتواند راه خروج از جنگ را باز کند، ولی دوام صلح به اجرای توافقها، حل اختلافات اصلی و اراده سیاسی طرفین نیز بستگی دارد.
۱۰- جنگ اکوادور و پرو؛ صلحی که به مناقشه مرزی پایان داد
اکوادور و پرو در ژانویه و فوریه ۱۹۹۵ بر سر اختلافات مرزی در منطقهای از رشتهکوه آند و حوزه آمازون وارد درگیری نظامی شدند. اختلاف دو کشور بر سر مرزهای مشترک سابقهای طولانی داشت و پیشتر نیز به جنگ انجامیده بود. درگیری سال ۱۹۹۵ که به «جنگ سنپا» معروف شد، با وجود کوتاهبودن، خطر گسترش رویارویی میان دو همسایه را افزایش داد. با میانجیگری آرژانتین، برزیل، شیلی و ایالاتمتحده، آتشبس برقرار شد و تلاشهای دیپلماتیک برای حل اختلاف مرزی ادامه یافت. نقطه عطف این روند، امضای توافق نهایی در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۸ در برازیلیا بود. روسای جمهور دو کشور با این توافق، چارچوبی برای حل اختلافات مرزی و عادیسازی روابط پذیرفتند. اجرای توافق با تعیین ترتیبات مرزی و همکاری میان دو کشور همراه شد و به مناقشهای پایان داد که دههها روابط آنها را تحتتاثیر قرار داده بود. اهمیت این تجربه تنها در توقف درگیری سال ۱۹۹۵ نبود؛ دو کشور توانستند از آتشبسی موقت به توافقی سیاسی برای مدیریت اختلافی دیرپا برسند. پس از آن، دو کشور وارد جنگ دیگری با یکدیگر نشدند. پرونده اکوادور و پرو نشان میدهد که مذاکره میتواند فراتر از متوقفکردن شلیکها عمل کند: اگر طرفین درباره ریشه اصلی اختلاف نیز به سازوکاری قابل اجرا برسند، امکان تبدیل آتشبس به صلحی پایدارتر وجود دارد.
مذاکره و تجربه موفق در پایان جنگهای داخلی
تجربه تاریخی نشان میدهد مذاکره و توافق سیاسی، نهفقط در پایان جنگهای میان دو کشور، بلکه در خاتمهدادن به جنگهای داخلی نیز نقش مهمی داشته است. در بسیاری از منازعات داخلی، زمانی که ادامه نبرد به راهحلی قطعی منجر نشده، گفتوگو میان دولتها و گروههای مسلح به مسیری برای توقف خشونت و دستیابی به توافق تبدیل شده است.
یکی از نمونههای مهم، جنگ داخلی موزامبیک است که با امضای توافق صلح رم در سال ۱۹۹۲، پس از حدود ۱۵ سال درگیری، به پایان رسید. در کلمبیا نیز دولت و نیروهای مسلح انقلابی این کشور، فارک، پس از دههها نبرد، در سال ۲۰۱۶ توافق صلح امضا کردند؛ توافقی که هدف آن پایاندادن به یکی از طولانیترین منازعات مسلحانه امریکای لاتین بود. توافق جمعه نیک در ایرلند شمالی در سال ۱۹۹۸ نیز نمونهای دیگر از تلاش سیاسی برای مهار خشونتهای طولانیمدت و ایجاد چارچوبی برای همزیستی طرفهای درگیر
به شمار میرود. تجربه این کشورها نشان میدهد که امضای توافق، لزوما به معنای رفع فوری همه اختلافها یا برقراری صلحی بیدردسر نیست. گاهی اجرای مفاد توافق، خلع سلاح گروهها، بازگشت آوارگان و بازسازی اعتماد میان طرفین، سالها زمان میبرد و حتی ممکن است بخشی از خشونتها ادامه پیدا کند. با این حال، این نمونهها نشان میدهند که مذاکره میتواند راهی برای خروج از بنبست نظامی باشد؛ چه در جنگی میان دو کشور و چه در منازعهای داخلی که طرفهای آن برای سالها یکدیگر را در میدان نبرد آزمودهاند.
حلقه اتصال «میدان جنگ» به «نقطه پایان جنگ»
مرور تجربههای تاریخی نشان میدهد که میان پیروزی نظامی و پایان پایدار جنگ، فاصلهای وجود دارد که معمولا بدون تصمیمهای سیاسی و توافقهای دیپلماتیک پر نمیشود. ممکن است یک طرف در میدان نبرد دست بالا را پیدا کند، نیروهای طرف مقابل را عقب براند یا حتی او را به تسلیم وادار کند؛ اما اینکه مرزها کجا تثبیت شوند، اسیران چه سرنوشتی پیدا کنند، تضمینهای امنیتی چگونه شکل بگیرند و اختلافات باقیمانده از چه مسیری پیگیری شوند، پرسشهایی هستند که پاسخ آنها را نمیتوان صرفا با قدرت آتش تعیین کرد. موارد مرور شده یک پیام روشن دارد؛ عملیات نظامی الزاما به معنای پایان منازعه نیست. در برخی موارد، مانند جنگ ایران و عراق، آتشبس با پذیرش قطعنامهای بینالمللی امکانپذیر شد؛ در مواردی دیگر، مانند صلح مصر و اسراییل، مذاکرات به توافقی گستردهتر و برقراری روابط رسمی انجامید. در نمونه اکوادور و پرو نیز گفتوگوهای سیاسی توانست اختلاف مرزی دیرپایی را که به درگیری نظامی منجر شده بود، وارد مسیر حلوفصل کند. از این منظر، مذاکره را نباید نقطه مقابل قدرت نظامی به معنی عقبنشینی دانست. قدرت میتواند موقعیت طرفها را در میز مذاکره تغییر و هزینه ادامه جنگ را افزایش دهد؛ مذاکره نیز میتواند دستاوردهای حاصلشده را در قالب توافق، تعهد و سازوکار اجرایی تثبیت کند. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که هر مذاکرهای به صلحی پایدار برسد؛ همانطور که آتشبس بدون حل اختلافات اساسی ممکن است موقت بماند. جنگ ممکن است در میدان نبرد متوقف شود، اما توقف درگیری و بازگشت به وضعیت قبل از جنگ -نه لزوما دستیابی به صلح با طرف جنگ- در بسیاری از موارد به توافق سیاسی نیاز دارد؛ همان نقطهای که بحث درباره مذاکره را از یک ابزار دیپلماتیک به مسالهای راهبردی در پایان جنگ تبدیل میکند.
http://www.sanatnews.ir/News/1/462955
آدرس ايميل شما:
*
آدرس ايميل دريافت کنندگان
*
Sending ...
*
پربازديد ترينها
معرفی ۱۲ هزار واحد تولیدی برای دریافت تسهیلات بانکی
وزیر صمت عازم قزاقستان شد
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
اتابک: برق بخش تولید نباید قطع شود
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
ظرفیت تولید روزانه میدان نفتی رشادت ۳۵ هزار بشکه افزایش مییابد
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
آخرين اخبار
حملات هوایی عربستان به صنعا، المخا و مران
رژیم صهیونیستی جانبداری از آرژانتین در پرونده فالکلند را تکذیب کرد
رسانهها نقش بیبدیلی در پیشگیری از جرم و تقویت اعتماد عمومی دارند
سالانه برای ۷۰ درصد دانشآموزان کهگیلویه و بویراحمد خدمات دهان و دندان انجام میشود
فرماندار زرند:یادمان شهدای گمنام باید در شأن مقام شهیدان ساماندهی شود
در مسمومیت کودکان منتظر بروز علائم نمانید
شهرام قائدی در «دستبند»
جنگها «واقعا» با مذاکره تمام میشوند؟
کنگره بینالمللی بزرگداشت آیتالله مهدویکنی برگزار میشود
رگبار باران در برخی نقاط تهران
مهندسی ژنتیک سگها برای عضویت در ارتش
اهمیت سرشماری عمومی نفوس و مسکن در برنامهریزی و توزیع عادلانه منابع
کليه حقوق محفوظ و متعلق به پايگاه اطلاع رسانی صنعت نيوز ميباشد
نقل مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و توليد نرم افزار :
نوآوران فناوری اطلاعات امروز