وزیر صمت عازم قزاقستان شد
|
روایت وزیر صمت از تلاطم بازار خودرو
|
تامین ورق خودرو، میلگرد و شمش فولادی بدون محدودیت
|
امروز ایران در جایگاه کشورهای تحریمکننده است
|
پرداخت تسهیلات با سود پایین به شرکتها برای حفظ کارگران
|
ایستادگی تولید؛ جنگ چرخ صنعت را متوقف نکرد
|
اعتراض رسمی وزارت صنعت به تخریب زیرساختهای صنعتی ایران در حملات اخیر
|
مشوق سرمایهگذاری در شهرکهای صنعتی تا پایان سال تمدید شد
|
هدفگذاری تجارت یک میلیارد دلاری میان ایران و تاجیکستان
|
وزیر صمت: فولاد مبارکه پشتوانهای برای توسعه و آبادانی کشور است
|
تأمین یارانه مورد نیاز بخشهای آسیبپذیر تولید و صنعت بهطور هدفمند
|
وزیر صمت: تامین خوراک صنایع پتروشیمی نقش مهمی در مزیت تولید دارد
|
وزیر صمت: تولیدکنندگان برای بازگشت ارز تا ۱۵ ماه مهلت میگیرند
|
چهارشنبه 13 خرداد 1405
Toggle navigation
صفحه نخست
درباره ما
آرشیو
تماس با ما
نتیجه تلخ ازدواج بعد از ۱۰ بار خواستگاری
تاريخ:هجدهم دی 1401 ساعت 14:17
|
کد : 272888
|
مشاهده: 410
خراسان: اگرچه بیش از ۱۰ بار به خواستگاری یکی از همشهریانم رفتم که در کنار کارگاه نجاری من سکونت داشتند و بالاخره به آرزویم رسیدم اما اکنون به تحصیلات عالیه همسرم حسادت میکنم و با تحقیر و تمسخر او قصد دارم عقدههای روانیام را تخلیه کنم چرا که ...
جوان ۳۵ ساله ای که بعد از ۱۵ سال زندگی مشترک با افکار «طلاق» دست به گریبان بود، با بیان این که فکر می کردم «عشق» به تنهایی می تواند انسان را به خوشبختی برساند درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی شمالی مشهد گفت: پدرم کارمند یکی از بیمارستان های مشهد بود و به تحصیل فرزندانش اهمیت زیادی می داد. در این میان هر ۴ برادرم به تحصیلات عالیه رسیدند و در ادارات دولتی مشغول کار شدند اما من هیچ علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم. پدرم به سختی تلاش می کرد تا من نمرات خوبی کسب کنم و برای این منظور هرکاری انجام می داد ولی تشویق ها و تنبیه های او تاثیری در من نداشت. تا این که بالاخره در کلاس پنجم ابتدایی ترک تحصیل کردم و به بازیگوشی در کوچه و خیابان پرداختم.
وقتی پدرم از تحصیل من ناامید شد، یک روز دستم را گرفت و مرا نزد یکی از دوستانش برد که کارگاه نجاری داشت. او مرا به «استاد اکبر» سپرد تا این حرفه را به من بیاموزد! چرا که پدرم معتقد بود بعد از تحصیل، هر انسانی باید هنری داشته باشد که در زندگی از آن بهره ببرد! خلاصه من هم به این کار علاقه نشان دادم و خیلی زود فوت و فن نجاری را آموختم و مشغول کار شدم.
چند سال بعد با سرمایه ای که پدرم در اختیارم گذاشت، کارگاه کوچکی را راه اندازی کردم و به طور مستقل این حرفه را ادامه دادم. در همین روزها بود که عاشق «فهیمه» شدم. او و خانواده اش از همشهریان نیشابوری ما بودند و در کنار کارگاه من سکونت داشتند اما او دانشجو بود و من مدام با حسرت و افسوس به او می نگریستم که راهی دانشگاه می شد. بالاخره راهی خدمت سربازی شدم اما نمی توانستم عشقم به «فهیمه» را فراموش کنم! این بود که از پدر و مادرم خواستم به خواستگاری او بروند! ولی آن ها با پاسخ منفی روبه رو شدند.
خلاصه حدود ۱۰ بار بعد از پایان خدمت سربازی به خواستگاری «فهیمه» رفتم تا این که او موافقت کرد با من ازدواج کند. حالا همسرم لیسانس داشت و با رفتارهای جذاب و برخوردهای مناسب با دیگران، نظر همه اطرافیانم را به خود جلب کرده بود. «فهیمه» به هیچ وجه ناز نمی کرد شاید باور نکنید اما در طول ۱۵ سال زندگی مشترک، من اشک های او را هم ندیدم. رفتارش کاملا غرورانگیز و مردانه بود و حتی از آرایش های زنانه هم دوری می کرد و در منزل لباس مردانه می پوشید! از سوی دیگر گفتار و رفتارش برای اطرافیانم «حجت» بود. همه او را زنی با شخصیت و مدیر و مدبر می دانستند و سلیقه اش را تحسین می کردند به طوری که دیدن این صحنه ها به شدت مرا آزار می داد. آرام آرام حس حسادت همه وجودم را فرا گرفت چرا که همسرم با افرادی متشخص و تحصیل کرده معاشرت داشت اما دوستان من همه از طبقه ضعیف بودند و این مسائل غرور مرا لکه دار می کرد به گونه ای که حس می کردم دیگران مرا آدم حساب نمی کنند! و هیچ کس نظر مرا درباره موضوعی نمی پرسد و همه به همسرم توجه دارند چون او زنی با فرهنگ و تحصیل کرده است!
تصورم بر این بود که «فهیمه» از بالا به من نگاه می کند و تحصیلاتش را به رخم می کشد! و از ازدواج با من پشیمان است! به همین دلیل همواره سعی می کردم او را نزد دیگران تحقیر کنم و به تمسخر بگیرم! همسرم را نادیده می گرفتم و در جمع بستگان، کوچک ترین نقطه ضعف او را بزرگ نمایی می کردم و به رخش می کشیدم!
«فهیمه» بارها به من توصیه می کرد که فرزندانمان بزرگ شده اند و این رفتارها نزد آن ها درست نیست اما من که به شدت احساس حقارت و کمبود داشتم او را زیر مشت و لگد می گرفتم و کتک می زدم. با وجود این خیلی زود پشیمان می شدم چرا که او را عاشقانه دوست داشتم اما اکنون در دو راهی تردید قرار گرفته ام و ...
با صدور دستوری از سوی سرگرد «جواد یعقوبی» (رئیس کلانتری طبرسی شمالی) بررسی های کارشناسی و روان شناختی این ماجرا، به گروه مشاوران زبده دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد تا این موضوع مورد کنکاش های دقیق علمی و تجربی قرار گیرد!
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
http://www.sanatnews.ir/News//272888
برچسب ها :
نتیجه تلخ ازدواج
,
خواستگاری
,
اخبار صنعت نیوز
آدرس ايميل شما:
*
آدرس ايميل دريافت کنندگان
*
Sending ...
*
پربازديد ترينها
۳۰۳ همت عدمالنفع صنایع از ناترازیها
تأکید وزیر صمت بر لزوم همگونسازی قوانین با شرایط فعلی تولید
وزیر صمت: بسته حمایتی دولت از صنایع قابلیت تمدید دارد
ارتقای روابط تجاری ایران و افغانستان در اولویت دولت است
اتابک: نقشه راه همکاریهای تجاری ایران و اوراسیا در مسکو نهایی میشود
مدیر نمونه خودرویی کشور مدیرعامل شرکت توسعه گردشگری ایران شد
افزایش قیمت و ناترازی انرژی، چالش اصلی صنایع کشور
تمهیدات وزارت صمت برای مراسم اربعین امسال
ارائه گزارش بازار بهصورت منظم به دولت؛ کاهش تقاضا گذراست
عایدی هزار میلیارد تومانی کشور از اجرای قانون تجارت ملوانی
اتابک: دستور روانسازی واردات قطعات ریلی صادر شد
وزیر صمت: برای اولین بار کنسانتره تیتانیوم در کشور تولید می شود
آخرين اخبار
چین یک موشک را بدون اطلاع قبلی پرتاب کرد!
الزامات رقابتی جدید انگلیس برای جستجوی گوگل
هر شبکه، یک سریال طنز
خواننده «دیو و دلبر» و «علاءالدین» درگذشت
بدهی آموزش و پرورش به معلمان بابت رتبهبندی سال ۱۴۰۰
طوفان به شرق و مرکز ژاپن رسید
چرا پس از غدیر، سقیفه رخ داد؟
شناسایی و برخورد قاطع با ۱۲ هنجارشکن فضای مجازی در تهران
ترمینال نفتی سنت پترزبورگ هدف حمله پهپادی قرار گرفت
جزئیات پذیرش و انتخاب رشته آزمون دستیار دندانپزشکی اعلام شد
توقف کامل پروازها در بحرین، کویت و امارات
اخباری درباره ناآرامی شبانه در قشم و کویت
کليه حقوق محفوظ و متعلق به پايگاه اطلاع رسانی صنعت نيوز ميباشد
نقل مطالب و اخبار با ذکر منبع بلامانع است
طراحی و توليد نرم افزار :
نوآوران فناوری اطلاعات امروز